تبلیغات
ارتباط با ارواح و متافیزیک
 بزرگترین مرجع متافیزیك ایران ... >>>مطالب کلی متافیزیک و علوم روحی را میتوانید در این بخش بخوانید ,

بزرگترین مرجع متافیزیك ایران

كلیك كنید

 

شبکه اجتماعی تخصصی متافیزیک ایران (شاتما) - محلی برای آشنایی با اساتید و تبادل نظر در مورد علوم ماورایی

 


نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 5 بهمن 1388 و ساعت 11:38 ب.ظ نظر شما ()
ویرایش شده در سه شنبه 6 بهمن 1388 ساعت 03:54 ق.ظ
 نحوه تاثیر گذاری سنگھا ... >>>مطالب کلی متافیزیک و علوم روحی را میتوانید در این بخش بخوانید ,

نحوه تاثیر گذاری سنگھا
سنگھا بھ علت ساختار درونی و مواد تشکیل دھنده ان و نیز پرتوھای نوری کھ از انھا
متصاعد می شود و نوع انرژیھای خاص خود دارای ھالھ انرژی قوی می باشند و انرژی ان از طریق ھالھ ا نسان جذب چاکراھای مختلف بدن می شود .سنگھا بر اساس طیف رنگی روی چاکرای دارای ھمان طیف تاثیر خواھد گذاشت بنا بر این سنگھا دو نوع تاثیر بر انسان .دارند تاثیرات جسمی و فیزیکی و تاثیرات روحی و روانی
چاکرا چیست؟
چاکرا ھا ھمان مراکز انرژی در بدن ھستند کھ در سراسر بدن پراکنده می باشند طبق دست نوشتھ ھای قدیمی ٨٨٠٠٠ چاكرا در بدن ھر یك از ما وجود دارد و بھ ندرت می توان نقطھ .أی در بدن انسان پیدا كرد كھ در برابر دریافت و انتقال یا تغییر دادن انرژی ھا حساس نباشد اما ھفت چاکرا ی مھم درجلو وپشت بدن وجود دارد کھ بھ بصورت عمودی از پایین تا بالای .سر انسان در طول ستون فقرات قرار گرفتھ اند
آیا چاکرا فقط مربوط بھ جسم فیزیکی ماست؟
چاکرا ھاھمچون پلی میان بدن فیزیکی و بدن نامرعی عمل می کننداگر چاکرا یی بستھ و یا تنظیم نباشدانرژی کھ در سراسر بدن باید در گردش باشد در قسمتی از بدن مسدود شده و ما از نظر روانی و فیزیکی احساس ناراحتی می کنیم این نکتھ در مورد چاکراھای پا یین بدن .اھمیت بیشتری دارد
آیا انرژی سنگھا قابل احساس ھستند؟
کسانی قادرند انرژی سنگھا را احساس کنند کھ چاکراھای فعال دارند ھر چھ چاکرا باز تر
باشد حوزه انرژی شخص گسترده تر شده و احساس قوی تری نسبت بھ انرژیھای مختلف
.پیدا می کند
چگونھ از سنگ استفاده کنیم؟
بھ دو طریق می توان از سنگھا جھت تنظیم چاکرا استفاده کرد
استفاده از سنگ ھمراه . 1
قرار دادن مستقیم سنگ بر روی چاکرا ھا . 2
روش اول
حداقل وزن سنگ باید ٢٫۵ قیراط باشد بھ صورت گردنبند با پوست بدن در تماس باشد
ھر ھفت روز یک بار پاکسازی شود استفاده از سنگ ھمراه شخصی است
فلزاتی بھ جز طلا و نقره با سنگ استفاده نشود در موقع استحمام استفاده نشود
پاکسازی سنگ ھمراه منظوراز پاکسازی سنگ دفع انرژی ھای منفیست کھ جذب نموده است و بازگرداندن مجدد .انرژی اولیھ بھ آن بھ وسیلھ نیروھای طبیعت است
برای سنگی کھ تازه خریداری شده است کافیست چند دقیقھ با دست خود زیرآب سرد شستشو دھید و بعد از استفاده ھر ھفتھ ٢ ساعت داخل آب نمک قرار داده و بعد از ان حدود ٣ ساعت مقابل نور افتاب شارژ کنید این ساده ترین روشی است کھ می توانید استفاده کنید
روشھای دیگری کھ می شود پاکسازی کرد بھ این ترتیب کھ با نور مھتاب و با اب باران و .....اب رودخانھ و چشمھ با دود عود و سنگ خوشھ ای کریستال و خاک و غیره
روشھای انتخاب سنگ ھمراه
انتخاب سنگ بر اساس خواص درمانی
یعنی بر ای درمان عارضھ و مشکل خاصی کھ از نظرجسمی و یا روحی روانی دارید می توانیداز سنگ مربوط بھ درمان ان ناراحتی را استفاده کنید
انتخاب سنگ بر اساس ماه تولد متولدین ھر ماه تحت تاثیر یکی از سیارات دوازده گانھ قرار دارند سنگھای تولد برای عوارض مشترک بین متولدین ماه بسیار مناسب می باشند
انتخاب سنگ بر اساس ھالھ
اگر ھالھ انرژی سنگی با ھالھ انرژی فرد ھماھنگی داشتھ باشد این سنگ با فرد ارتباط حسی بر قرار می کند .برای استفاده از این روش باید بھ حسی کھ از دیدن یک سنگ در بینسنگھای دیگر بھ شما دست می دھد توجھ و اعتماد کنید و این موضوع ربطی بھ زیبایی و اندازه سنگ ندارد لازم بھ یادآوریست کھ خواص سنگھا ارتباطی بھ اعتقاد و تلقین ندارد
)تاثیر سنگھا بر مراكز انرژی )چاكراھا انواع سنگ عقیق (كار نلین) یشم(جید) كوارتر فیرو.ه سو دالیت لاجورد كھربا یاقوت عقیق سلیمانی با با قوری وغیره را در این لینك پیدا كنید بھ عنوان مثال چگونگی تنظیم چاكرادر مان سر درد میگرن فشار عصبی و غیره را در سنگ .امیتیست خواھید یافت


نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 24 دی 1388 و ساعت 02:35 ق.ظ نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
 ان ال پی و تراما NLP ... >>>مطالب کلی متافیزیک و علوم روحی را میتوانید در این بخش بخوانید ,

NLP

ان ال پی و تراما
اولین کشف بزرگ و در واقع مهمترین کاری که ان.ال.پی کرد، کمرنگ کردن تصویرهای ذهنی است. باید پذیرفت که شخصیت ما چیزی غیر از انبوهی از تصویرهای ذهنی نیست. آنچه آموخته­ایم، هر نوع مهارتی که کسب کرده­ایم، و همه تجربه­های ما به صورت تصویرهایی در ذهن ما بایگانی شده­اند. این تصویرها از بسیاری جهات به ما کمک می­کنند. بدون این تصویرها تقریباً هیچ می­شویم. اگر این تصویرهای ذهنی نباشند احتمالاً با گیاه فرق چندانی نخواهیم داشت.

اما از سوی دیگر بعضی از این تصویرها هم ممکن است مزاحم زندگی ما شوند. در اوایل دهه ۱۹۷۰ که اصول اولیه ان.ال.پی کشف شد آن را به منظور تغییر کیفیتهای فرعی تصاویر ذهنی به کار گرفتند. پس از آن که مشخص شد که با این شیوه می­توان خاطره­ها (یعنی همان تصویرهای ذهنی) را دستکاری کرد از آن برای کمرنگ کردن یا فراموشی نسبی خاطره­های بد استفاده شد. بعدها برای رفع فوبیا، ترک عادتها و رفع وسواس­ها از ان.ال.پی استفاده کردند. این جریان هنوز هم ادامه دارد و هر روز تکنیک­های تازیه­ای برای رفع مشکلات کهنه کشف و ارایه می­شود.

تراما چیست؟

خاطره­های تلخ و ضربه­ها و آسیب­های روانی را اصطلاحاً « تراما » می­نامند. بعضی از این تراماها، مثلاً حوادث دردناک طبیعی، تصادفهای وحشتناک یا مرگ عزیزان ممکن است آثار بسیار بدی بر زندگی افراد بگذارند. ریشه بسیاری از ناراحتی روانی همین خاطره­های ناخوشایند هستند. این خاطره­ها ممکن است موجب ترس (فوبیا)، افسردگی، وسواس و امثال آن شوند. یک تصادف رانندگی شدید ممکن است شخص را دچار هراس از اتومبیل سواری یا رانندگی کند. سقوط از بلندی در ایام کودکی ممکن است ترس از ارتفاع را به همراه داشته باشد. کسانی که از پرواز با هواپیما می­ترسند، غالباً در یک سفر هوای به خطر افتاده­اند. خانمی که از جنس مخالف هراس داشت، می­گفت: «در سن یازده سالگی و در زمانی که داشتم به مدرسه می­رفتم، در یک کوچه خلوت پسری به من حمله ور شد. من هراسان برگشتم و خودم را به داخل منزل انداختم. پس از آن واقعه از مردها ترسیدم و تاکنون که ۳۴ سال دارم هنوز ازدواج نکرده­ام و هر وقت مردی را می­بینم که به من خیره شده است بدنم به لرزه می­افتد.» البته مشکل ایشان به شیوه رفع فوبیا که قبلاً در همین مجله تشریح شده است برطرف شد.

روان شناس خبره وقتی به موارد شدید این گونه فوبیاها برمی­خورد اولین سوالش این است که از « از چه دچار این عارضه شده­اید؟» و اگر مراجعه کننده زمانیش را به خاطر داشته باشد بی درنگ می­پرسد: « در ان زمان اتفاق خاصی افتاده بود؟ »

افسردگی­ها هم غالباً با خاطره­های بد بی ارتباط نیستند. مرگ یکی از عزیزان، مثلاً پدر، مادر، یا دوست صمیمی ممکن است تا مدتها، و گاه تا پایان عمر، شخص را افسرده کند. در مواردی که شخص به علت سیل، زلزله و یا حوادث طبیعی مشابه بخش قابل ملاحظه­ای از اموال خود را از دست می­دهد نیز چنین احتمالی وجود دارد. در بعضی از موارد، شدت اندوه و افسردگی به حدی است که ممکن است موهای شخص در مدت کوتاهی سفید شود.

وسواس­ها و وسوسه­ها هم ممکن است با خاطره­های ما مرتبط باشند. به عنوان مثال، اگر یک بار در منزل را در هنگام خروج، قفل نکرده باشید و همان بار هم به حسب اتفاق دزدی به خانه شما آمده باشد، احتمال دارد که بعد از این واقعه هر بار که از منزل خارج می­شوید، چندین بار برگردید و در را امتحان کنید تا مطمئن شوید که کاملاً قفل شده است. لازم به یادآوری است که این عوارض همیشه هم بر اثر خاطره­های هولناک پدید نمی­آیند، بلکه نوع تربیت دوران کودکی، سخنان معلمان و اطرافیان، فیلم­ها، کتابها و نظایر آنها هم ممکن است موجب ترسهای مرضی و وسواس­ها شوند. مردی را می-شناسم که بعد از تماشای فیلم « آسمانخراش جهنمی » دچار هراس از ارتفاع شده بود و نمی­توانست از طبقه سوم ساختمانها بالاتر بود. اما اگر خاطره خاصی موجب پیدایش یا تشدید این عوارض شده باشد، می­توان نتیجه گرفت که به احتمال زیاد با کمرنگ کردن آن خاطره، عوارض ناشی از آن هم بهبود می­یابد. در ضمن باید توجه داشت که این راهنمایی­ها شما را از مراجعه به روان پزشکان متخصص و معتبر بی نیاز نمی­کند، بلکه اصولاً انواع شیوه­های روان درمانی در کنار روشهای رسمی پزشکی و دارویی است که می­تواند نتیجه بخش باشد.

نحوه کمرنگ کردن:

باید دانست که هیچ خاطره­ای را نمی­توان از میان برد. خاطره­های ما همیشه با ما هستند، ولو این که آنها را فراموش کرده باشیم. خاطره­های فراموش شده هم گاهی در اثر بعضی حوادث دوباره در ما زنده می­شوند و به یاد می­آیند و همین نشان می­دهد که هر چند فراموش شده­اند، اما در واقع از میان نرفته­اند. از سوی دیگر هدف ما هم نباید این باشد که خاطره­ای را به کلی از میان ببریم. همین که آنها را کم رنگ­تر کنیم و به اعماق تاریکتر ذهن ببریم کافی است. زیرا در این صورت کمتر در دسترس هستند و آزارندگی آنها به کلی از میان می­رود. اگر خاطره­ای از میان برود بخشی از شخصیت خود هم از میان می­رود. شاهکار ان.ال.پی همین است که تصویرهای زنده، پررنگ، بزرگ، نزدیک و خود احساس را تبدیل به تصویرهایی می­کند کمرنگ و خاکستری، کوچک، دور و دیگر احساس هستند و چون تأثیرگذاری آنها اندک است، لذا شخص را آزار نمی­دهند. پس از آن باز هم آن فرد می­تواند آن خاطره را برای دیگران تعریف کند، اما دیگر دچار هیجان­های زاید، تشنج و اندوه غیر ضروری نمی­شود. بلکه با خونسردی و به طوری که انگار آن واقعه برای شخص دیگری اتفاق افتاده است آن را تعریف می­کند.

در یکی از شماره­های پیشین شیوه سریع رفع فوبیا را شرح داده­ایم. با اندک دقتی معلوم می­شود که آن نیز چیزی به جز کمرنگ کردن خاطره­ها نیست. اگر فوبیا بر اثر حادثه خاصی پدید آمده باشد، آن خاطره خاص را کمرنگ و کم اثر می­کنیم. اگر هم خاطره­ای وجود نداشته باشد و یا شخص نتواند آن را به یاد آورد، ناچار ابتدا خاطره­ای را می­سازیم و سپس آن خاطره ساختگی را کم اثر می­کنیم. متخصص ان.ال.پی ممکن است قدم دوم را به این شکل دیکته کند: «فرض کنید در کوچه خلوتی راه می­روید، ناگهان سگی را مشاهده می­کنید که به طرفتان می­آید. رنگتان می­پرد، دهانتان خشک می­شود، تپش قلبتان افزایش می­یابد، کف دستتان عرق می­کند، دست و پایتان سنگین و سر و گردنتان گرم و بی حس می­شد و فریاد می­کشید. عابری سر می­رسد و سگ را با نهیب فراری می­دهد. آنگاه آرامش نسبی پیدا می­کند … » سپس متخصص ان.ال.پی از مراجعه کننده می­خواهد تا این فیلم را در سینمای ذهن خود به صورت سیاه و سفید، کوچک، دیگر احساس و از فاصله دور مشاهده کنید. این روش رفع فوبیای هراس از سگ است.

آیا می­دانید که می­توان کلیه خاطره­های تلخ گذشته و حتی آینده را در یک جلسه برطرف کرد؟ منتظر شماره آینده باشید.


نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 29 آذر 1388 و ساعت 04:20 ب.ظ نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
 ان ال پی و از بین بردن خاطرات تلخ NLP ... >>>مطالب کلی متافیزیک و علوم روحی را میتوانید در این بخش بخوانید ,

NLP

ان ال پی و از بین بردن خاطرات تلخ
آیا می­توان همه خاطره­های تلخ و ناخوشایند را یک باره و یک جا کمرنگ کرد؟

خاطره­های تلخ و ناخوشایند، واقعاً زندگی را تلخ می­کنند. کسانی را می­شناسیم که به خاطر یک کلمه حرف درشت، عمری عذاب کشیده و چه بسا که دیگران را هم آزار داده­اند. اما نتوانسته­اند آن یک کلمه سخن تلخ را به خود هموار سازند. با مردی برخورد کردم که مادرش پنج سال قبل از آن به رحمت خدا رفته بود، اما او همچنان افسرده بود و از من کمک می­خواست تا بهترین داروی ضد افسردگی را به او معرفی کنم!

بانوی کم سوادی می­گفت: « پدرم با تحصیل دختران مخالف بود و نگذاشت درس بخوانم، وگرنه من اکنون دانشگاهم را تمام کرده بودم و وضعم غیر از این بود … » و ازآن زمان که این مطلب را می­گفت، چهل سال از مرگ پدرش گذشته بود و او در تمام این چهل سال هیچ کوششی در جهت یادگیری بیشتر نکرده بود، اما این مطلب را بارها به دیگران گفته و کینه خودش را نسبت به پدر اظهار کرده بود. وقتی که ذهن شخص، گرفتار یک تصویر بی حاصل شود، آن شخص دیگر نمی­تواند برای رفع مشکلاتش به نحو شایسته­ای چاره­اندیشی کند.

دختر دانشجویی را می­شناسم که بیش از چهار سال از مرگ پدرش می­گذرد. اما نتوانسته است این واقعه دردناک را فراموش کند. او فعلاً دانشگاه را رها کرده و به علت افسردگی مرتباً از بیمارستانی به بیمارستان دیگر می­رود و گاهی هم در منزل بستری است. خوراکش داروهای آرامبخش است، اما خواب راحت ندارد و در هنگام بیداری هم به اندک بهانه­ای اشکش سرازیر می­شود. ملاحظه می­کنید که یک تصویر ذهنی ناخوشایند چگونه زندگی انسان را فلج می­کند و آن را به نابودی می­کشاند.

کم نیستند کسانی که بر اثر یک برخورد نادرست، کینه کسری را به دل گرفته­اند و بعد از گذشت سالها هم نتوانسته­اند آن شخص را ببخشند حتی ممکن است هزاران بار در عالم خیال از آن شخص انتقام گرفته باشند. یا این که هزاران بار فیمل آن برخورد ناخوشایند را در سینمای ذهن خود دیده باشند. کسانی را می­شناسم که یک عمر حرص خورده­اند، زیرا که نتوانسته­اند پاسخ شایسته­ای به فلان شخص بی ادب بدهند و حقش را کف دستش بگذارند. این افراد مدام خودشان را به خاطر این کوتاهی سرزنش می­کنند و سرانجام هم خود را نمی­بخشند. بعضی از این افراد تا حدودی هم خجالتی هستند و انبوهی از این خاطره­ها دارند. به این جهت همیشه فکر می­کنند دیگران به آنها اجحاف و حقشان را پایمال کرده­اند.

کسانی که به مشاوران و روان شناسان مراجعه می­کنند معمولاً کسانی هستد که تصویرهای ذهنی ناخوشایندی در خاطر دارند و آن تصویرها به نوعی به زندگی آنها لطمه زده است. این خاطره­ها را باید کمرنگ کرد. باید آزارندگی را از آنها گرفت. اگر تنها به یادآوری آنها اکتفا کنیم، نه تنها کمکی به شخص نکرده­ایم، بلکه ممکن است روحیه وی را از آ«چه هست بدتر کنیم.

راه عملی:

راه کلی همان است که در شماره­های قبل چند بار توضیح داده شده است و آن تغییر در کیفیت­های فرعی تصویرهای ذهنی است. اگر تعداد خاطره­های بد کمتر از سه مورد باشد با شیوه سریع رفع فوبیا که در شماره­های قبلی توضیح داده شده است عمل می­شود. اما اگر تعداد آنها زیاد باشد ابتدا سه مورد از خاطره­های ناخوشایند انتخاب و با شیوه سریع برطرف می­شود. این کار برای آن است که ضمیر ناخودآگاه با شیوه کمرنگ کردن خاطره­ها آشنایی پیدا کند. پس از آن می­توان به کمک شیوه­ای که در همین شماره توضیح داه خواهد شد بر کل خاطره­ها اثر گذاشت.

این شیوه دارای اهمیت بسیار است. در نظر بیگرید که ممکن است کسی در زمان کودکی بارها مورد تجاوز و سوء استفاده جنسی قرار گرفته باشد و تا پایان عمر نتواند آن را فراموش کند. یا کسی ممکن است ظرف چند سال پدر، مادر، دوستان و بستگان زیادی را از دست داده و هر مورد در نظرش ضایعه بزرگی جلوه کرده باشد. مسلماً افسرده شدن چنین افرادی تعجب نخواهد داشت. اگر پای صحبت بعضی از این افراد افسرده بنشینید، داستانهای تأثر انگیزی برایتان نقل خواهند کرد. به عنوان نمونه یکی از این افراد می­گفت: « هنوز کودک بودم که ابتدا پدر و کمی بعد مادرمرا از دست دادم. سرپرستی من به عهده پدربزرگ و مادر بزرگم افتاد. اما آنها هم توان مالی کافی نداشتند. در نواجوانی ترک تحصیل کرده و وارد بازار کار شدم. اما هنوز روی پای خودم نایستاده بودم که پدربزرگ و مادربزرگ هم به فاصله اندکی به رحمت خدا رفتند. ناچار با برادرم که چند سال از من بزرگتر بود زندگی کردم که آن را هم بیشتر از چند سال نتوانستم تحمل کنم چون هر روز مرا کتک می­زد … » واقعاً نگاه چنین شخصی به جامعه و دنیای پیارمونش چگونه خواهد بود؟

تغییر کل خاطرات:

پس از کمرنگ کردن سه خاطره می­توان به کمک ضمیر ناآگاه کل خاطرات بد و ناخوشایند را کمرنگ کرد. در مورد آن سه خاطره رعایت نکته­ای ضروری است. چنانچه خاطره­ها اهمیت یکسانی نداشته باشند توصیه می­شود به ترتیب اهمیت عمل کنند. یعنی ابتدا کم اهمیت ترین و سپس مهمترین خاطره­ها را کمرنگ سازند. (این شیوه در همه زمینه­های آموزشی عمومیت دارد. در ریاضیات هم بهتر است ابتدا مسایل آسانتر را حل کند تا راه برای حل مسایل دشوار هموار شود.)

قدم اول ـ آمادگی: این مرحله شامل کمرنگ کردن سه خاطره است که توضیح داده شد.

قدم دوم ـ جداسازی: در این مرحله از ضمیر ناآگاه شخص می­خواهد تا خاطره­های خوب و بد را از هم جدا سازد.

قدم سوم ـ تغییر رمز خاطرات تلخ: از ضمیر ناآگاه شخص می­خواهد تا ابتدا با استفاده از شیوه رفع فوبیا کل خاطره­های ناخوشایند را کمرنگ، کوچک، دور، و دیگر احساس نماید و سپس به ترتیب زمانی مرتب کند. آنگاه به شخص می­گوید: « پشت به خاطره­ها بایستید و رو به عقب از میان آنها عبور و رابطه خود را با آنها قطع کنید. بعد به زمان حال برگردید. »

قدم چهارم ـ ایجاد ارتباط با خاطرات خوشایند: از ضمیر ناآگاه می­خواهد تا رمز خاطره­ها را تغییر دهد و آنها را پررنگتر، زنده­تر، بزرگتر و خود احساس سازد و سپس به ترتیب زمانی مرتب کند. سپس می­گوید: « به دورترین خاطره (زمان کودکی) برگردید و با سرعت از میان آنها عبور و رابطه خود را با آنها محکم کنید. به زمان حال برگردید. »

قدم پنجم ـ آوردن آموزه­ها به زمان حال: از شخص می­خواهد آنچه را که در زمینه تجسم وقایع خوشایند و ناخوشایند آموخته است با خود به زمان حال بیاورد.

قدم ششم ـ تغییر رمز وقایع آتی: از شخص می­خواهد برای تجسم خاطره­های آینده نیز از همین نحوه تفکر استفاده کند.
گردآورنده : مریم یقینی


نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 29 آذر 1388 و ساعت 12:00 ب.ظ نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
 تلقین ... >>>مطالب کلی متافیزیک و علوم روحی را میتوانید در این بخش بخوانید ,

تلقین
همانطور که در بخش تاریخچه هیپنوتیزم به آن اشاره شد یکی از برجستگان که در دوره تلقین ظاهر شد دارو پزشک فرانسوی امیل کوئه (۱۹۲۶-۱۸۵۷) بود . جمله معروف او  « هر روز  در هر زمینه به هر صورت من بهتر و بهتر می شوم » به اندازه خود او مشهور است . روش درمانی او که به نام « کوئه ایسم » شهرت پیدا کرده برای مدتی کوتاه در فرانسه و در سالهای ۱۹۲۰ در آمریکا فروغ و درخشش کوتاه مدتی داشت . امیل کوئه به صورتاتفاقی به کشف بسیار درخشان خود نایل آمد . او روزی در داروخانه خود نشسته بود که بیماری به او مراجعه کرد و از کوئه پرسید : آیا دوایی برای درد من وجود ندارد ؟ من تمام شربتها و پودرهایی را که برایم تجویز کرده ای خورده ام . چه اشکالی در وضع پزشکی امروز وجود دارد ؟ آیا دارویی برای درمان من وجود ندارد ؟ کوئه جواب داد ؟ چرا یک داروی جدید اختراع شده و به تازگی از پاریس به دست من رسیده است . من خیال می کنم در مدت کوتاهی این دارو دردها و ناراحتیهای ترا درمان کند . من مطمئن هستم که به زودی تو خوب می شوی . بیا این دارو را بگیر و ببر و امتحان کن ، مسلماً خوب می شوی .
چند روز بعد آن بیمار با شادی و شعف فراوان و تقریباً رقص کنان به داروخانه آمد و کوئه را از درمان خود مطلع ساخت و گفت که آن دارو معجزه آساترین و مؤثرترین دارویی است که من تا به حال دیده ام . در این موقع خود کوئه دچار تعجب شد و پس از رفتن بیمار ، پیش خودش فکر کرد : چه چیزی در این دارو بوده که باعث این درمان برق آسا شده است . او نه تنها فرمول داروی ارائه شده را مطالعه کرد ، بلکه به روش آزمایشگاهی خود ترکیب دارویی آن را هم بررسی مجدد نمود و با کمال حیرت به این نتیجه رسید که هیچ یک از اقلام موجود در ترکیب دارو ، حتی با خیال پردازی نمی تواند نقشی در درمان آن بیماری داشته باشد . بنابراین هیچگونه داروی معجزه آسایی در کار نبوده است . ولی بیمار خوب شده بود . کوئه هوشمندانه مذاکرات چند روز قبل خود را با بیمار به یاد آورد . با خود گفت : بیمار این حرفها را زد ، من هم این کلمات و جملات را گفتم و وضع روحی بیمار قبل و بعد از دریافت دارو نیز چنین بود . او پس از بررسی صحبتهای خودش و بیمار به این نتیجه رسید که تنها داروی اسرار آمیز و معجزه آسا در این زمینه ، « تلقین » بوده است .
کوئه پس از این واقعه به مطالعه پرداخت و در نتیجه به کشفی نایل شد که با وجود هنوز ناشناخته ماندنش ، عظیم ترین دستاورد بشری در تاریخ علوم هیپنوتیزمی است . به این ترتیب یک بار دیگر کلمات برید و بر نهایم در ذهن ما رژه می روند ؛ در هیپنوتیزم نه نیروی مغناطیسی اثری دارد و نه چشمان نافذ و حرکات اسرار آمیز دست هیپنوتیزم و … مسأله ای به نام قدرت هیپنوتیزور در کار نیست ، بلکه مسأله مهم حالت ذهنی سوژه است . نقش و هنر هیپنوتیزور ایجاد تمرکز و هماهنگی در سوژه است . یا به عبارت دیگر ، هنر هیپنوتیزور ایجاد تسهیلاتی است که تلقین پذیری بیمار یا سوژه را بیشتر کند . آن چه که کلید مسأله است ، تلقینات به سوژه است . تنها مسأله مهم همین تلقینات لفظی است و کوئه این علم را به اوج رسانید و به روشنی مطرح کرد .

خود تلقینی :
کوئه تصمیم گرفت نظریات خود را در زمینه هیپنوتیزم ارائه کند . او معتقد بود ؛ عامل موفقیت در زمینه هیپنوتیزم جملات و کلماتی که هیپنوتیزور بیان می کند نیست ، بلکه عامل مهم در این زمینه ، پذیرش این مطالب و قبول آنها توسط ذهن خود سوژه است . بنابراین با توجه به این حالات هیپنوتیزم و تلقین تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند .
به نظر کوئه بیمار که با داروی او خوب شد به این خاطر درمان شد که به خودش تلقین کرده بود که « با این داروی جدید حتماً خوب می شود » در این جریان کوئه و داروی کوئه نقشی نداشت بلکه کار مهم را ذهنیت و تلقین به نفس خود بیمار انجام داده بود . پس از اطمینان از این واقعیت کوئه شروع به تأسیس کلینیک های رایگان برای درمان بیماران کرد که در قسمتهای بعدی این کتاب به شرح آنها خواهیم پرداخت او با وجود شهرت و محبوبیتی که بدست آورد نه به پول توجه داشت و نه دچار تکبر و خود بزرگ بینی گردید فردی که به من ( نویسنده کتاب ) مطالب و اطلاعات زیادی درباره هیپنوتیزم یاد داد در کودکی کوئه را دیده بود . او در ۶ سالگی به علت « شب ادراری » تحت درمان تلقین کوئه قرار گرفته بود .
در آن زمان او در آلمان زندگی می کرد و کوئه در سفرش به آلمان برای درمان به خانه او رفته بود این فرد هنوز متانت وقار و مهربانی کوئه را به یاد داشت و برای تمام عمر خاطره خوشی از او در ذهنش بجای گذاشته بود .
یک اشتباه بزرگ کوئه مسافرت به آمریکا بود در آن موقع مطبوعات و مردم آمریکا بیصبرانه انتظار دیدن او و شنیدن کلمات او را داشتند . در این سفر که به خرج یک موسسه فرهنگی انجام گرفت . کوئه چند سخنرانی برای عامه مردم کرد که این مجالس عمومی که کوئه بحثهای علمی و روان شناسی را برای اکثریت حضار مناسب نمی دانست به صورت بسیار ساده نظریات خود را مطرح کرد و بیشتر به جمله معروف خود که برای تلقین بکار می برد تکیه کرد . بطوری که جراید آمریکا تمام نظریات و فلسفه کارهای او را تنها در این جمله خلاصه کردند . هر روز ، در هر زمینه و به هر صورت من بهتر و بهتر می شوم ، مجلات و روزنامه ها با درک غلط و نارسانی خود از نظریات کوئه « جوک » ساختند و چند شب بعد قهرمانان معروف کارتن های کمدی مثل « میکی ماوس » « دونالدداک » و « پوپیه » در شوهای تلویزیونی به صورت استهزاآمیز و با اداهای آنچنانی این جمله را به خود تلقین می کردند . « هر روز ، در زمینه و به هر صورت من بهتر و بهتر می شوم »
روزنامه ها و مجلات شروع به مسخره کردن کوئه کردند و از آنجایی که کوئه به زبان انگلیسی تسلط کافی نداشت نمی توانست در مقام جوابگویی برآید . به این ترتیب امیل کوئه مثل بسیاری از مردان بزرگ و دانشمندی که قبل از او و بعد از او به علت نادانی و تکبر روزنامه نگاران مورد اهانت و بی آبرویی قرار گرفته بودند ؛ او هم از این لجن پراکنی ها صدمه زیادی دید .
موقعی که کوئه به فرانسه برگشت قبل از او روزنامه های آمریکایی به فرانسه رسیده بودند و به شهرت و اعتبار او صدمه زیادی زده بودند . از آن تاریخ تا سال ۱۹۲۶ که کوئه مرد ، مردی دلشکسته و از این واقعه افسرده و دلمرده بود . ولی تاریخ این قضاوت را خواهد کرد که فردی دانشمند در زمینه هیپنوتیزم عقاید بسیار درخشانی داشت . او برای ما
« قوانین تلقین » را به یادگار گذاشت .

قوانین سه گانه تلقین :
درک و فهم قوانین تلقین بسیار ساده است . اختراع و آفرینش قوانین تلقین از کوئه است ولی کار جمع آوری و تدوین را بودوئن انجام داد . تمام مطالب و اصولی که در تلقین مورد استفاده یا عمل قرار می گیرند در این سه اصل ملحوظ شده اند که توجه شما را به آنها جلب می کنیم .
۱- قانون توجه تمرکز پیدا کرده .
اگر فردی تمام توجه خود را بر روی عقیده یا موضوعی متمرکز کند این عقیده یا موضوع به تدریج برای او جنبه واقعی پیدا می کند .

۲-قانون اثر متضاد
اگر فردی خیال کند که قادر به انجام کاری نیست و در این شرایط اقدام به انجام آن کار بکند هر قدر در انجام آن کار بیشتر کوشش کند کمتر موفق می شود .
۳- قانون اثر مسلط و نافذ
اگر یک تلقین یا تشویق با نوعی احساس ، هیجان یا انگیزه توأم باشد این تلقین در این حالت بر تمام افکار و تلقین های دیگری که احیاناً در ذهن باشند غلبه خواهد کرد و تأثیر بیشتری در ذهن بجای می گذارد .
کوئه معتقد بود : تلقین به نفس چیزی به غیر از هیپنوتیزم نیست . به طور خیلی ساده ، تلقین اثرات شگرفی بر روی وضع جسمی و روحی افراد بشر دارد . همانطور که می دانیم هیپنوتیزم نمی تواند در جهت خلاف خواسته ها و تمایلات فرد تأثیری داشته باشد و در اینجا نقش ضمیر ناخودآگاه و قدرت آن مشخص می شود . ضمیر ناخودآگاه توسط تصور و پندار تحت تأثیر قرار می گیرد نه اراده ؛ در این شرایط کسی که همیشه فاتح می شود تصور و پندار است نه اراده و خواست شخصی او . این موضوعی است که بسیاری از افراد با آن موافق نیستند .
به هر حال کوئه بر اساس تجربیات ۲۰ ساله اش در زمینه تلقین درمانی به اصول زیر دست یافته بود .
۱- موقعی که اراده و پندار در دو جهت متضاد باشند ، فاتح همیشگی در این جدال « پندار » و خیال خواهد بود ، بدون شک و بدون استثناء .
۲- در موقعی که بین اراده و پندار جدالی پیدا شود ، قدرت پندار به اندازه مربع یا مجذور قدرت اراده خواهد بود .
۳- وقتی که اراده و پندار در یک جهت باشند قدرت مجموع آنها برابر جمع آنها نخواهد بود بلکه مساوی با حاصلضرب آنها خواهد شد .
۴- پندار و خیال را می توان در هر جهتی هدایت کرد .
راه رفتن از روی یک چوب باریک
با بحث درباره راه رفتن بر روی یک الوار چوبی به پهنای حدود ۳۰ سانتیمتر بسیاری از مطالب برای ما روشن میشود . تصور کنید این الوار چوبی را در کف حیاط قرار داده ایم و از کسی بپرسیم . آیا می توانی از این طرف الوار به طرف دیگر آن بروی و نیفتی ؟
مسلماً او جواب می دهد . این چه سوالی است ! معلوم است که هرکسی می تواند این کار را انجام بدهد !
حالا تصور کنید دو طرف این چوب را روی دو صندلی یا لبه دو دیوار قرار دهیم طوری که ارتفاع چوب از زمین در حدود یک متر باشد ؛ اگر دوباره سؤال بالا را تکرار کنیم ، احتمالاً هنوز افراد زیادی داوطلب عبور از روی آن می شوند . حالا اگر در حضور جمعی از جوانان شجاع فامیل بگویید : من یک آگهی منتشر کرده و به کمک پوسترهای تبلیغاتی تعداد زیادی بلیط فروخته ام و به مردم قول داده ام امشب یک انسان شجاع از روی این الوار راه می رود ، البته این الوار را بین بام دو ساختمان ۸ طبقه قرار می دهیم ! کدامیک از شما داوطلب عبور از روی آن و دریافت مقدار زیادی پول هستید ؟
مسلماً همه درجا به اصطلاح خشک می شوند و از « تصور » این حالت دچار وحشت می شوند . اگر فردی را که بدون مطالعه کافی این حرف را قبول کرده به پشت بام ساختمان ۸ طبقه ای ببریم و از او بخواهیم در لبه پشت بام روی یک نوار ۶۰ سانتیمتری که با گچ مشخص کرده ایم راه برود ، مسلماً از حرف قبلی خود پشیمان می شود و می گوید : تمام پولهای جهان ارزش این کار را ندارد .
راستی علت این کار چیست در حالی که از لحاظ منطقی هر انسان سالمی می تواند از روی این باریکه به راحتی حرکت کند چون این کار را در روی سطح زمین یا در ارتفاع کم به خوبی انجام می دهد ، راستی علت چیست به کوئه به این مسأله به این صورت جواب می دهد :
با توجه به قانون « توجه تمرکز پیدا کرده » موقعی که فردی بر روی موضوعی تمرکز پیدا کند این موضوع برای او حالت را پیدا می کند .


نوشته شده توسط محمد در شنبه 28 آذر 1388 و ساعت 08:20 ب.ظ نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
 شبهات در مورد هیپنوتیزم ... >>>مطالب کلی متافیزیک و علوم روحی را میتوانید در این بخش بخوانید ,

شبهات در مورد هیپنوتیزم

اولین شبهه این است که عده ای مطرح می کنند در حالت های هیپنوتیزم می توانیم افراد را مجبور به انجام هرکاری کنیم و از آن طریق سوء استفاده هایی از افراد کرد.
باید عرض کنیم که در حالت هیپنوتیزم سوژه تن به انجام هرکاری یا همه کار نمی دهند بلکه در این حالت افراد تن به انجام کارهایی که مطابق با میل وسلیقه شان باشد می دهند بالطبع اگر در هیپنوز از افراد بخواهیم کاری انجام بدهد که با میل و عقایدشان مخالف است به هیچ عنوان تن نخواهد داد البته در موارد خیلی محدود هیپنوتیزورهای حرفه ای و خیلی باتجربه قادرند که از این قاعده مستثنی باشند. افراد را مجبور به انجام هر کاری حتی برخلاف میلشان می کنند که تعداد این افراد بسیار اندک و انگشت شمار است.
شبهه دوم : اینکه بسیاری از افراد فکر می کنند هیپنوتیزم نوش داروی تمام بیماری ها و مسائل و مشکلات در بعد دنیایی و آخرتی جسمی و روانی و روحی است این در حالی است که هیپنوتیزم به عنوان یک علم ، کاربردهای بسیار محدود و مشخصی دارد و در همه جا می تواند مورد استفاده قرار بگیرد . همچنین لازم می دانم که عرض کنم هیپنوتیزم یک پدیده بسیار عجیب و غریب نیست همه ماها در طول شبانه روز به کرات در کارهای زندگیمان هیپنوتیزم را تجربه کرده ایم . یا حداقل حالت های شبهه هیپنوتیزمی را تجربه کرده ایم نا خواسته و نادانسته افراد را هیپنوتیزم کرده ایم یا هیپنوتیزم شده ایم به عنوان مثال وقتی شما به فروشگاه مراجع می کنید جنسی خاصی را درخواست می کنید . برخی اوقات که جنس مربوطه را ندارد با تبلیغات صحبت و توضیحاتی که می دهد شما را تشویق یا تلقین یا مجبوربه خرید جنسی می کند که مورد علاقه و نیاز شما نیست و شما بعداً پشیمان می شوید این در واقع یک نوع هیپنوتیزم تجربی است که شخص روی شما انجام می دهد و باعث می شود آن جنس مورد نظر او را بخرید نه جنس مورد نظر خودتان را یا در برخی موارد غرق انجام کاری می شوید مثلاً وقتی که تلویزیون نگاه می کنید غرق تماشای تلویزیون می شوید بعضی اوقات اگر دیگران شما را صدا کند متوجه نمی شوید این هم به نوع تحت تأثیر هیپنوتیزم قرار گرفتید آن تلویزیون و فیلم این اثر را بر ما اعمال کرده است به گونه ای که دیگر متوجه اطراف آن نیستیم باید دقت کنیم که در این گونه موارد که حالتهای متشابه هیپنوتیزم هست در جامعه ناخواسته پیش می آید مورد سوء استفاده قرار نگیریم .


نوشته شده توسط محمد در شنبه 28 آذر 1388 و ساعت 05:14 ب.ظ نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
 کاهش فرکانس مغزی و تغییر اگاهی ... >>>مطالب کلی متافیزیک و علوم روحی را میتوانید در این بخش بخوانید ,

امواج مغزی

کاهش فرکانس مغزی و تغییر اگاهی

کره زمین با مجموعه ای از فرکانس های مخصوص به خود در حال ارتعاش می کند.تئوری رزونانس شومان اشاره به ان دارد که میدان مغناطیسی کره زمین در فرکانس یکنواخت ۸۳/۷ سیکل بر ثانیه هرتز ارتعاش می کند فرکانس رزونانس میدان مغناطیسی کره زمین فرکانس طبیعی بسیار مناسبی برای مدیتیشن می باشد. اگر شما بتوانید فرکانسهای بدن و ذهن را تا این حد کاهش دهید .خود را با منبع عظیم و خاموش نشدنی انرژی های حیاطی که کل سیاره را احاطه کرده است هماهنگ می کنید . آن انرژی است که شما را قادر می کند افکار خود را نیرومند سازید .کاهش فرکانس مغز تا حد فرکانس روز ناس شومان ۸۳ /۷ باعث کشیده شدن گردابی از انرژی بدور شما می گردد. از این افکار شما بصورت واقعی می تواند بر روی محیط اثر گذار باشد . کلیه کنترل نیروهای روانی کاهش فرکانسهای ذهنی تا حد فرکانس زمین هماهنگ شده شما بصورت اتوماتیک میزان زیادی از انرژی را جذب میکنید و می توانید آن را در افکارتان منعکس کنید بنابر این تجلی افکار شما ساده تر و سریع تر خواهد بود.
همانگونه که گفته شد مغز انسان بسته به کاری که ذهن انجام می دهد در فرکانس های خاصی ارتعاش می کند . نتایج الکترو آنسفالو گرافی نشان می دهد که وقتی فرد کاملا بیدار است محدوده فرکانس مغزی در فاصله ۱۴ تا۳ سیکل در ثانیه یا هرتز قرار دارد . این محدوده به عنوان وضعیت بقای ذهن شناخته می شود . در این حالت ذهن شناخته می شود . در این حالت ذهن هوشیار بوده و در حالت انجام فعالیتهای روزمره می باشد . در زیر مجموعه دیگری از وضعیت های ذهنی قرار دارد
آلفا: ۱۳-۷ سیکل در ثانیه با خیالبافی وضییت های مدیتیشن مرتبط با یادگیری و حافظه
تتا: ۵/۳-۷ سیکل در ثانیه وضیت ریلکسیشن عمیق مرتبط با مهارتهای فرا حسی و نیروهای روانی
دلتا:۵/۳-۵/. سیکل در ثانیه خواب بسیار عمیق وضعیت ایمونولوژیک قوی.
شما در طول روز بصورت نا آگاهانه به همه این وضعیتهای مختلف مغزی می رسید.
هنگامی که ذهن شما به میزان کافی پیشرفت کرد می توانید بصورت ارادی به هر یک از آنها که بخواهید برسید. تغییر سطح آگاهی به معنای تغییر تعدی الگو های امواج مغزی در ذهن می باشد. این امر منجر به ایجاد یکی از سطوح مختلف حالت خلسه در فرد می شود. این وضعیتهای چهارگانه مغزی در یکدیگر ادغام شده اند. مثلا فرکانس امواج مغزی شما در حد ۷ هرتز ارتعاش کند می توانید آن را حد پاین آلفا و یا حد بالای تتا در نظر بگیرید.معلوم شده است وضعیت های آلفا و تتا می توانند برای تمرینات ذهنی شرایط بسیار موثری را فراهم کند.
نتیجه آنکه چند دلیل عمده برای تغییر امواج مغزی شما وجود دارد. هنگامی که مغز شما در فرکانس روزنانس ارتعاش می کند شما با میدان طبیعی زمین هماهنگ می شوید و این باعث می شود مقادیر زیادی را به سوی خود بکشید و افکار خود را قدرتمند کنید. توانایی استفاده شما از ذهنتان افزایش می یابد و قدرت کارهای ذهنی شما شارژ می گردد.شما باید قادر به دستیابی به وضیت های مختلف هوشیاری و در درجات مختلف آگاهی باشید.


نوشته شده توسط محمد در شنبه 28 آذر 1388 و ساعت 03:45 ق.ظ نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
 گام ھای اساسی برای یاد آوری رویاھا ... >>>مطالب کلی متافیزیک و علوم روحی را میتوانید در این بخش بخوانید ,

 گام ھای اساسی برای یاد آوری رویاھا

١ - بھ ذھنتان بسپارید کھ برای یاد آوری رویاھایتان تلاش می کنید ٠ با دوستانتان در مورد خواب ھائی کھ دیده اید گفتگو کنید ٠ حتی اگر خودتان ھم قادر بھ یاد آوری خوابھایتان نباشید ،از آنھا بپرسید کھ آیا آنھا میتوانند رویاھایشان را بھ یاد آورند ؟

٢- اگر ھر روز صبح راس ساعت مشخصی بیدار می شوید ،زنگ ساعت خود را نیم ساعت بھ عقب بکشید ٠ در روزھای پایان ھفتھ بر عکس عمل کنید و ھر ساعتی کھ دوست دارید بیدار شوید چون روزھای تعطیل ھرچھ دیرتر بیدار شوید بھتر است

٣- کاغذ وقلمی در کنار تختخواب خود بگذارید و ھر صبح بھ محض بیدار شدن از خواب احساس خود را یادداشت کنید ھر چھ را کھ در فکر خود دارید و یا فکر می کنید بنویسید ٠ سعی نکنید کھ رویاھایتان را بھ یاد بیاورید ،تنھا از چگونگی احساستان آگاه شوید ٠

۴-یکی از روشھای خیلی خوب دیگر این است کھ یک زمان سنج بخرید و بھ چراغ روشنائی وصل کنید ٠ بعد بھ جای اینکھ با زنگ پر سرو صدای ساعت از خواب بیدار شوید ،نور چراغ را طوری تنظیم کنید کھ ٣٠ تا ۴۵ دقیقھ قبل از آن زمانی کھ باید از خواب بیدار شوید ، روشن شود ٠

۵- وقایعی را کھ روز قبل برایتان اتفاق افتاده ،مانند شرح یک رویا ثبت و گزارش نویسی کنید ٠ در این گزارش چگونگی احساس و فکر خود را در ھر مورد کھ پیش آمده و ھر اتفاقی کھ رخ داده بھ صورت مشخص و مفصل بنویسید ٠

۶- نور چراغ یا زنگ ساعت بیدار کننده خود را بھ فاصلھ چھارونیم ساعت بعداز وقتی کھ بھ خواب رفتھ اید ،تنظیم نمائید ٠ وقتی بیدار شدید در مورد ھر آنچھ کھ روی داده شروع بھ نوشتن کنید ٠ سپس زنگ ساعت یا نور چراغ را دوباره روی ٣٠ تا ۴۵ دقیقھ قبل از وقت معمولی بیدارتان بگذارید ٠

٧- یکی از بھترین روشھا این است کھ پس از بیدار شدن زمانی را برای گفتگو در مورد تجربیات شب گذشتھ خود با فردی کھ با او صمیمی ھستید اختصاص دھید ٠ لزومی ندارد کھ حتی رویاھایتان را بھ یاد بیاورید ،بلکھ فقط برای ١٠ دقیقھ در مورد رویای شب قبل خود و اینکھ ھنگام بیدار شدن چھ احساسی داشتید حرف بزنید ٠

٨- یک رویای فرضی مورد علاقھ خود را بسازید،رویائی کھ در مورد خودتان ،گذشتھ تان و اقدامات مورد نیاز شما در آینده صحبت کند ٠

٩- در پایان ھرروز نیم ساعت وقت بگذارید و در مورد اینکھ آن روز را چگونھ گذرانده اید با کسی صحبت کنید ٠ در این چند پیشنھاد مقدماتی در مورد یاد آوری رویاھا شما بھ انجام ھیچ کار دیگری نیاز ندارید ٠ در واقع رویاھای شما احساسات شما ھستند و شما مجبور نیستید آنھا را درک کرده تفسیر کنید یا در مورد آنھا کاری انجام داده و آنھا را خواب آفرینی نمائید ٠ پس تنھا بھ صرف اینکھ آنھا رویاھای شما ھستند اجازه دھید تا بر شما تاثیر گذارند ٠ ھرچند برای بسیاری از مرد م کھ سالھای متمادی رویاھایشان را بھ یاد نیاورده اند ،افزایش سطوح احساسی ناشی از یاد آوری خواب ھا ،ولی برای اکثریت مردم این غلیان احساسات جذاب و شادآوری می باشد ٠ وقتی کھ بھ مرور توانائی شما در یاد آوری رویاھایتان بیشتر شد خود را فقط بھ عنوان یک بیننده رویا بدانید در این صورت از میزان احساساتی کھ تا کنون مخفی کردھاید و از بروز آنھا جلوگیری کردھاید شگفت زده خواھید شد ٠ ھمین کھ موفق شدید رویاھایتان را آنطور کھ ھستند بپذیرید ،آنھا شروع بھ تاثیر در تجربیات روزانھ شما میکنند ٠ سپس بھ دنبال یاد آوری خواب ھایتان کم کم آگاھی شما نیز تغییر خواھد کرد بھ این ترتیب برای حرکت بھ سوی رویای مستقیم و آگاھی خواب آفرین آماده خواھید شد

 


نوشته شده توسط محمد در جمعه 20 آذر 1388 و ساعت 12:27 ق.ظ نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ بزرگترین مرجع متافیزیك ایران
+ نحوه تاثیر گذاری سنگھا
+ ان ال پی و تراما NLP
+ ان ال پی و از بین بردن خاطرات تلخ NLP
+ تلقین
+ شبهات در مورد هیپنوتیزم
+ کاهش فرکانس مغزی و تغییر اگاهی
+ گام ھای اساسی برای یاد آوری رویاھا
+
+ کریستالو مانسی
+ اراده خدا و اختیار انسان از دیدگاه روانشناسی
+ تمرین ھاله بینی
+ شفای پرانیک
+ بھ دست آوردن توانایی در ھیپنوتیزم
+ آیا هیپنوتیزم میتواند نابغه بسازد ؟

صفحات :
1 2 3 4 5 6 7 ...
JavaScript Codes