 |
|
 |
|
|
|
 |
 |
 |
| |
قدرت نور خورشیدی برای شفا
فرشته ی خورشیدی از قلب خورشید به این منزلگاه شفا نور خورشیدی وارد می سازد . پرتوهای آن عناصری را با خود به همراه می آورند که وجودشان برای زندگی شما ضروری است. این پرتوها پس از تاباندن نورشان بر شما به سر چشمه ی خود مراجعت می کنند تا برای نوبت بعدی بازسازی و پالوده شوند .هنگامی که در این منزلگاه با نور خورشیدی کار میکنید . از وجود این موجودات زنده که این پرتوهای لطیف نور را برای شما می آوند آگاه و نسبت به آنها پذیرا باشید .
شما میتوانید به قلب شعور عظیمی که نور خورشیدی با خود می آورد رخنه کنید . با تصور پرنوهای نورخورشیدی که در منزلگاه نور و روشنایی ,اطراف سر شما را فرا گرفته است شروع کنید. میتوانید تا به آن گستره ای که نور خورشیدی می تواند به ذهن و قلب شما نفوذ کند از آن روشنایی دریافت دارید . می توانید راجع به کیفیتی روحانی نظیر نجابت , شجاعت ,یا درایت فکر کنید و بلافاصله آن را در خود بیابید . - نور خورشیدی همچنین عاملی برای جوانی دوباره یافتن است . - نور خورشیدی تا به گستره ای که میتواند وارد بدن شما شود آن را شفا مدهد و جوان می کند . - نور خورشیدی سلولهای شما را می پرورد و با پالایش و دگرگون ساختن آنها الودگی های موجود در آنها را می زداید .
ارتباطی که شما می توانید در منزلگاه نور و ورشنای بین فرشته ی خورشیدی و روح تان بر پا دارید , این انرژی حیاتی دوباره را به درون سلولهای شما جذب می کند . از طریق این ستون نور , پرتوهایی از نور خورشیدی دریافت میکنید که سال به سال بدن و سلولهای شما را از نو متولد میکند .
شما در درون تان خورشید کوچکی نهفته دارید که با ترکیبی از نور ذهن , عواطف , و بدن شما پرتو افشانی می کند. زمانی که شما این خورشید درونی را به نور خورشیدی متصل میکنید , این دو نور , نور عظیمی را در سر تا سر بدن شما می افشانند و می پراکنند . لازم است برای دریافت نور خورشیدی و درخشان کردن خورشید درونی خود را اماده کنید.
- با هر نفسی که می کشید تصور کنید که نور شفا بخش را به ریه ها,قلب و جریان خون تان در می کشید .
هر صبح به انوار خورشید که که زمین را روشن می سازد بنگرید و درباره ی حضور موجودات خورشیدی که در این پرتوها وجود دارند و می توانند به شما کمک کنند تا تمام مشکلات مرتبط با سلامتی تان در آن روز را شفا دهید , فکر کنید . تصور کنید که این پرتوهای خورشیدی به درون سلولهای شما گسترش میابند .
آنها را تقویت می کنند و به آنها حیاتی تازه می بخشند . انرژی زنده ی موجود در این پرتوها ,بدن شما را نیرومند می سازد و می پروراند . بگذارید تا به پاس امدادی که به سوی شما روانه می شود , سپاسگزاری عمیقی از قلب تان برخیزد .
لایونا هافینز Arvah.net
|
|
 |
 |
 |
 |
|
|
|
|
| مراقبه سجده .:. مراقبه سجده , |
| نگارش توسط
محمد در شنبه 5 بهمن 1387 ساعت 07:12 ب.ظ | |
 | |
|
 |
 |
 |
| |
>> مراقبه سجده <<
این مراقبه حل شدن و یکی شدن با انرژی کیهانی است. بهترین زمان برای این مراقبه
شبها قبل از خواب است و باید بلافاصله بعد از انجام آن به خواب بروید. اگر میل دارید
تا آن را صبحها انجام دهید لازم است بعد از اتمام مراقبه مدت پانزده دقیقه بخوابید.
بنابراین یک ساعت را تنظیم کنید تا بعد از یک ربع شما را بیدار کند.
روی زمین یا در رختخواب خود بنشینید. هردو دست خود را به آسمان بلند کنید. دستها
باید تا حد ممکن بالا نگه داشته شوند. اجازه دهید تا انرژی کیهانی در دستهای شما
جریان پیدا کند. وقتی جریان انرژی در دستها برقرار میشود، دستها شروع به لرزیدن
میکنند. اجازه بدهید تا لرزش اتفاق بیفتد. احساس کنید دستهای شما همانند شاخههای
درختان در معرض جریان باد قرار گرفته است و این باد است که آنها را میلرزاند.
ممکن است بعد از مدتی تمام بدن شروع به لرزیدن کند. بگذارید هرچه که میخواهد، اتفاق بیفتد.
در این حال و احساس، شما حضور بین زمین و آسمان، یین و ینگ، مرد و زن و بالا و
پایین را حس میکنید. اجازه دهید تا در این حس زیبا و حال عجیب غرق شوید. خود را شناور کنید و فقط لذت ببرید. با هستی یکی شوید.
یکی دو دقیقه بعد از این قسمت، پیشانی و کف هردو دست خود را روی زمین بگذارید
و سجده کنید. در این زمان شما بمانند حاملی برای هدایت انرژی کیهانی به سوی زمین
عمل میکنید. اجازه دهید آنچه از بالا دریافت کردید به زمین برود. بعد از مدتی دوباره
به بالا برگردید و دستهای خود را به آسمان بلند کنید. بالا آمدن و سجده کردن باید برای
هفت بار انجام شود. مدت کل این بخش پانزده دقیقه است. اگر تعداد دفعات سجده کمتر
از هفت بار باشد باعث میشود تا نتوانید بخوابید و شما را بیقرار میکند. بعد از اتمام
این قسمت به خواب بروید. انرژی ناشی از این مراقبه تمام بدن شما را احاطه میکند.
صبح که از خواب بیدار میشوید به خوبی آن را احساس میکنید. وقتی این مراقبه در شب انجام میشود، روز بعدی روزی متفاوت است. برگرفته از رمز رهایی
------------------------------------------------------------------------------------
در حالت سجده به دلیل تماس چاکرای ششم با زمین و انتقال انرژی از زمین به این چاکرا، یکی از روشهای فعال
سازی این چاکرا محسوب میشود . در یوگا هم حرکتی مشابه این وجود دارد به نام حرکت جنین که از این حرکت
برای کسب انرژی زمین استفاده میشود . علاوه براین حالت سجده باعث فعال سازی تدریجی و ملایم نیروی
کندالینی در فرد میشود و بهتر برای انجام اینکار همانند نمازخواندن با وضو رو به قبله بوده و صد البته اگربه نیت
پروردگار باشد علاوه بر پرورش نیروها سبب بهره مندی از عنایت الهی میشود. در این حالت شروع به گفتن ذکر
کنید تا ذهن ارام شود و به حالت خلاء ذهنی برسید و سپس به مراقبه بپردازید .
نوشته متن: محمد
|
|
 |
 |
 |
 |
|
|
|
|
|
 |
 |
 |
| |
>> مراقبه برای شفای روح <<
زمان این مراقبه که شما را برای دستیابی به شفای روحی , هماهنگ می کند صبح زود یا آخر شب است زیرا در این اوقات , شخص در هماهنگی با خود آگاهی روحانی یا با شعور ناخوداگاه قرار میگیرد .
در صورت امکان , یک موزیک مراقبه بگذارید .به پشت و با پوششی که تا روی چانه هایتان کشیده شده است , روی تخت دراز بکشید .
چشمانتان را ببندید . بدن و وزنتان را احساس کنید , اگر احساس ناراحتی کردید , کمی جا به جا شوید تا حس کنید وزنتان در تمامی نقاط بدن به طور یکنواخت پخش شده است .
وضعیت جسم بیمارتان را بر تخت حس کنید . نفسی عمیق بکشید . به ذکر دعای شخصی تان بپردازید و از پروردگار خود در خواست سلامت و شفا داشته باشید .
بر دردها و آلام جسمتان و بر تنشی که احساس می نمایید تعمق کنید . نفسی عمیق بکشید و این تنش را به پروردگار خویش تسلیم کنید.
تصور کنید که نور سفید الهی همچون یک دست عظیم الجثه بالای سر شما قرار گرفته و یک اشعه آبی رنگ بر سر شما سایه افکنده است , تمامی وجودتان را در تمامی سطوح از این اشعه سیراب کنید .
همینطور که شروع به تنفس آهسته و عمیق می کنید , رهایی کالبد فیزیگی تان را مشاهده کنید . دردها و آلامی که شما را ترک کرده اند را بنگرید .
به تنفس عمیق خود ادامه دهید . ببینید که این اشعه آبی مبدل به نوری طلایی شده است و وارد بخشی از بدنتان که باید شفا یابد می شود . تسلیم خواست پروردگار شوید و از شفای خویش لذت ببرید .
ببینید که این بخش مریض از سطح بدنتان بیرون رانده و از هم پاشیده و بخار می شود . نفسی عمیق بکشید , به موسیقی ای که پخش می شود , گوش فرا دهید .
به تنفس عمیق خود ادامه دهید و با ذهنتان این جریان شفابخش را بنگرید.بدانید زمانی که این جریان صورت پذیرفت , به و ضوح شاهد بهبودی و درمان خود خواهید بود.
اکنون که جریان شفابخش جاری شده است , کل وجودتان را بر مکانی که در آن آرمیده اید متمرکز کنید و آنجا را چون پناهگاهی امن تجسم نمایید .نفسی عمیق بکشید و آرام آرام همراه ذهن خود آگاه و هوشیارتان بیارامید تا عمل شفادهی در سرتاسر شب ادامه یابد. نوشته متن: محمد
|
|
 |
 |
 |
 |
|
|
|
|
|
 |
 |
 |
| |
گنجینه اسرار ضمیر ناخودآگاه
هر فرد در ذات وجودی خویش دارای دو آگاهی کاملا متمایز نسبت به یکدیگر می باشد که به آنها ضمیر آگاه و ضمیر ناخودآگاه می گویند.
ضمیر آگاه مربوط به دانستنی های زمان حیات هر فردی می شود و آنچه را که افراد از علوم و تجارب زندگی می شناسند و بیاد دارند , تمامی آنها در این ضمیر جای دارند و هر کس برای گذرانیدن امور روزمره خود, از وجود این ضمیر استفاده می کنند و با یادآوری فوری و آنی مطالب این ضمیر , تصمیم می گیرد , اجرا می کند , حرف می زند و در نتیجه , حرکات و زندگی را بگونه ای می گذراند.
ضمیر ناخودآگاه , به صورت مرکزی است که تمامی آگاهی های زمان گذشته را بتدریج در خود جمع آوری کرده است و در اصل محفوظات این ضمیر , به کارهای روزمره اشخاص ارتباط چندانی ندارد (مگر کسی بنا به دلائلی بخواهد به آنها دست یابد ) . در این مبحث سعی شده است تا اعمال عمده و کارهای ضمیر باطن , تا حد مورد نیاز و شناخت افراد شرح داده شود.
همانگونه که می دانیم برخی از بیماری و دردهای جسمانی افراد , بایستی توسط پزشک و با مصرف دارو معالجه شوند , ولی درمان بیماری هائی که بدوا ریشه در عوامل فیزیک جسم مادی ندارند و از قدرت های روحی بخصوصی ناشی می شوند , عمدتا مداوای آنها از طریق قدرت های روحی و ضمیر ناخودآگاه خود شخص قابل درمان است . یعنی ضمیرناخودآگاه , نقش پزشک معالج را برای معالجه این قبیل امراض خارج از وجود جسم مادی و فیزیکی عهده دار می شود , لذا اگر کسی مهارت لازم را در کاوش ضمیر ناخودآگاه (خود و دیگران ) به دست آورد , آنگاه می تواند نسبت به معالجه خود و دیگران , از بیماری های روحی و روانی و عصبی , که اغلب آنها باعث دردهای عضوی جسم مادی نیز می شوند , اقدام نماید.
یکی از علل عمده بهبودی برخی از از بیماری های روانی افراد در این است که بتوانیم آنها را بگونه ای از ضمیر ناخودآگاه , یعنی از محلی که پنهان هستند خارج سازیم و سپس در معرض شناخت ضمیر آگاه و قضاوت های عقل قرار دهیم , تا رفته رفته , با سرپرستی و نظارت مستقیم عقل , آن ناراحتی یا عقده ایجاد شده , به سطح آگاهی آید و پس از شناخته شدن مداوا شود.
وقتی از ضمیر ناخودآگاه خواسته شود تا محفوظات نامطلوب و ناراحت کننده ای را که در خود دارد , طی شرایطی خاص , به ضمیر آگاه انتقال دهد , ضمیر آگاه از طریق استدلال های عقلی و با روشی منطقی , آنها را از بین می برد و بجای آن , خاطرات مطلوب (مربوط به زمان برطرف شدن علل آن ناراحتی ) را جایگزین در بایگانی عقلی می نماید.
دست یابی به ضمیر ناخودآگاه کار بسیار ساده ای نیست , ولی اگر نسبت به شناخت و دسترسی به آن از نظر علمی و عملی توجه داشته باشیم , می بینیم که کار دشواری هم نیست و ما می توانیم به وجود آن آگاهی پیدا کنیم . مثلا گاهی اتفاق می افتد که بدون وجود هیچ علتی , فردی بی حوصله است و خود شخص علت این بی حوصلگی بوجود آمده را نمی داند , در این زمان است که ضمیر ناخودآگاه , وجود خود را به گونه ای در ذات خود می نمایاند . یعنی حالتی را در شخص بوجود می آورد که شبیه به حالت آن زمانی است که برای فرد بی حوصلگی و ناراحتی بوجود آمده بود و اگنون نیز ضمیر ناخودآگاه همان حالت را در آگاهی وی تداعی می کند و ضمیر آگاه با نیروی درونی خویش , به معنی همان بی حوصلگی قبلی , به ستیز آن حالت بوجود آمده بر می خیزد . در این راستا گاهی هم عکس بی حوصلگی , یعنی شادی بی مورد به شخص دست می دهد که این مورد هم مربوط به ضمیر ناخودآگاه می باشد و از ضمیر ناخودآگاه خاطره مطلبی شاد از گذشته , به دلیل مشاهده اتفاق مشابهی , به صطح ضمیر آگاه آمده است و در این زمان آن وضع در وی به وجود آمده است.
افرادی که همیشه روی جنبه های منفی مسائل تکیه دارند , مرتبا ناخودآگاه خود را با منفی ها انباشته می کنند , لذا هرگاه حالت تداعی مطلبی از گذشته ها به آنها دست دهد , از نظر ظاهری آن افراد حالتی اندوه گین پیدا می کنند و برخلاف کسانی که همیشه جنبه های مثبت مسائل را در نظر می گیرند و به عبارت دیگر , جنبه های مثبت را به ناخودآگاه خویش روانه می کنند , بهنگام تداعی آن موضوع گذشته , بطور ناخواسته شاد و خوشحال می شوند.
البته در هر دوی این حالت ها و در اکثریت قریب به اتفاق مواقع , شخص از دلیل بوجود آمدن این حالت ها بی اطلاع است . شخص مثبت اندیش یا فردی که سعی می کند از هر رویدادی جنبه مثبت آن را ببیند , فرد خوشبختی است , گو این که ممکن است خود وی آن طوری که باید و شاید احساس نکند.
ضمیر ناخودآگاه را بعضی از دانشمندان علوم روحی جدید به عنوان پزشک خصوصی و قدرتمند جهت درمان و معالجه فرد می دانند ( جسمی و روحی و روانی ).
اگر به این پزشک درون , در استمرار زندگی غذاهایی مانند درستی , خوبی , پاکی , و امثالهم را بخورانیم , او نیز ما را با خوشبختی , شادی استغنای طبع و سرزندگی و موفقیت های بیکرانی قرین خواهد ساخت و اگر او را با بداندیشی , سوء ظن و بدبینی , حسادت , دروغ گویی , طمع و زیاده طلبی , تنفر و تکبر , جاه طلبی و غرور و ... تغذیه نمائیم , عکس العمل آن موجب به وجود آمدن ناراحتی روحی و روانی و پیچیده و سخت شدن زندگی و نهایتا ناراحتی های فراوانی خواهد بود.
یکی از ساده ترین روش های خوراک دهی به این ضمیر زنده و فعال این است , هر روز صبح که از خواب بیدار می شوید افکار و امواج مثبت و سازنده ای را به ذهن خود روانه کنید , فرضا با خود بگوئید ((امروز روز شاد و موفقیت آمیزی خواهم داشت و سعی خواهم کرد مثبت فکر کنم و مثبت عمل نمایم و از راه راست منحرف نشوم و ... ) زمانی که چنین مطالبی را به ذهن خود تلقین و بازگو نمودید آنگاه در دراز مدت اثرات بسیار مطلوبی در ضمیر شما بجا خواهد ماند.
برای تقویت ضمیر ناخودآگاه و نیروهای نهان , باید تمام افکار پلید و منفی و یاس آور را از وجود خود دور سازید , زیرا هر نوع بد اندیشی , پس از مدتی به صورت باور در می آید و بعد از چندی تحویل ضمیر پنهان می شود و به صورت عقده های گوناگون جلوه گر می شوند و کم کم در افراد زمینه ایجاد بیماری های روحی و روانی , که همان جهنم درون است فراهم می آید.
زندگانی آینده بازتاب باورهای گذشته ما و باورها نیز نتیجه و مجموعه ای از اندیشه های خود ما هستند . حال این اندیشه ها می توانند مثبت یا منفی باشند و ثمر آن نیز در شروع ادامه حیات , به همان منوال , مثبت یا منفی خواهد بود.
در بازسازی های روحی , علت هر یک از عقده ها یا ترس ها را طی شرایط خاصی می توان از ضمیر ناخودآگاه پرسید (در خواب مصنوعی ) و سپس آن را از وجود خود برطرف نمود.
پس از غلبه بر ترس های مختلف , باید هر روز چند بار به خود تلقین نمود که ((من از قدرت های نهان خود باخبرم و از هیچ عاملی وحشت ندارم )). این نوع تلقین ها باید تا موقعی که آن عقده یا ترس بخصوص , از وجود فردی به طور کامل برطرف نشده است , ادامه پیدا کند , چون مطالبی را که ما روزانه روانه ضمیر ناخودآگاه خود می کنیم , پس از مدتی تمام آنها در ضمیر ناخودآگاه بایگانی می گردند و آن ناراحتی یا عقده را می پوشانند و خنثی می نمایند.
بدبینی معمولا در اثر برخورد با اندیشه و رفتارهای بد دیگران , مثل دروغگویی , بدقولی , تقلب , سوء نیت و ... در شخص بوجود می آید و نسبت به آمادگی های روحی و روانی هر فردی که با درجه هایی ضعیف یا قوی , جزو شناخت های او شده اند , در ضمیر باطن وی نقش می بندند , به طوری که آن فرد پس از مدتی به همه چیز با نظر مشکوک و بدبینی می نگرد.
شکایت نکردن از رویدادها و وقایعی که در زندگی افراد , به طور ناخواسته رخ می دهند و توجیه کردن آنها , با روشی مثبت بینانه , اثری ثمربخش در حالت روحی و روانی اشخاص از خود بجای می گذارند و تکرار این خوشبینی ها باعث افزایش درجه صبر و بردباری و در نتیجه بالا رفتن درجه ایمان شخص می شود.
کسانی که قصد دارند بیماری های صعب العلاج خود را با نیروهای درونی خویش معالجه کنند , حتما باید از ایمان والای خود بهره گیرند البته ایمانی که با شناخت حقایق حیات و تمرین و تکرارهای صحیح و آموزنده علم روح و روان و خداشناسی تقویت یافته است , زیرا بسیاری از بیماری های جسمی افراد , از روح و روان نشات می گیرند و به توسط همان قدرت ها نیز بهبود می یابند . اندیشه و تفکر مثبت و سازنده , پایه و اساس قدرت روحی و درجه تعالی فرد را تشکیل می دهد و هر نیازی که از روی خواست قلبی باشد , ضمیر باطن آن را به انجام می رساند.
تاثیرات دعا هم یکی دیگر از واقعیات زندگی است , زیرا وقتی شخصی از عمق وجودش , خواستار سعادت برای فرد دیگری می شود , در واقع اندیشه و تفکر مثبت خود را با اراده ای قوی و ایمانی قدرتمند در این راستا بکار گرفته است.
خیر خواهی برای دیگران از عواملی است که بر درجه مثبت بینی شخص و در نهایت تسریع در کسب درجه تکاملی بالاتر وی می افزاید . طبیعی است , کسی که برای دیگران بد می خواهد یا نفرین می کند , مرتبا در وجود خویش نیروهای منفی را تقویت می کند , زیرا بداندیشیدن برای دیگران و بد خواستن , بازتابی نادرست در ضمیر باطن افراد دارد و باعث تقویت بدخواهی در فرد نیز می گردد.
در هنگام خواب روح به همراه جسم اثیری برای گرفتن انرژی به عوالم روحی سفر می کند , ضمیر ناخودآگاه هم به همراه او است . گاه اتفاق می افتد که بنا به بعضی دلائل خاص روحی , ضمیر آگاه نیز همراه آن می شود و این موقعی است که فرد قسمت هائی از آنچه را که روح و ضمیر ناخودآگاه دیده اند را می بیند و آن مطالب و رویا ها بیاد فرد می ماند . اگر شخصی را به مدت چند روز از خوابیدن منع نمائید , به طوری که روح نتواند برای کسب انرژی و تقویت سیالات حیاتی به عوالم روحی سفر کند , کمکم فرد دچار حالت عصبی می شود و ادامه این کار موجب نوعی جنون خفیف یا دیوانگی می گردد و اگر این عمل ادامه یابد , بی خوابی موجب مرگ او خواهد شد.
اگر روح بتواند در محل کسب انرژی حیاتی به اندازه کافی توقف نماید و انرژی لازم را کسب نماید , حالت شخص طبیعی خواهد بود . در غیر اینصورت , به نسبتی که انرژی کمتری کسب کرده است , درجه بیماری عصبی و جنون شخص , بیشتر خواهد شد و سپس حالت عصیانگری به فرد دست می دهد که روح به علت فشارهای زیاد , تعدادی از ریسمان های نقره ای را از جسم مادی جدا می کند و گاه حالت ناراحتی های روحی وی به جایی می رسد که تمام ریسمان ها را قطع می نماید و در این موقع مرگ در اثر بی خوابی حادث می شود.
زمانی که ریسمان های نقره ای از جسم جدا می شوند , روح قادر است به قسمت های بالاتری از عالم اثیر روحی , جهت کسب انرژی صعود کند و در این موقع هرچه روح از جسم فاصله بیشتری بگیرد , به همان نسبت هم حالت جنون بیشتری به شخص دست می دهد که در نهایت کار به مرگ منتهی می شود.
بی حسی ذهنی یا فراموش کردن برخی از مطالبی که در بعضی مواقع مورد احتیاج شخص می باشند و آن فرد نمی تواند مطلب را به یاد آورد و ما آن را به ضعف حافظه تعبیر می کنیم , یکی دیگر از نارسائی های ذهنی اشخاص است که با بکار گرفتن روش های تلقین و نفوذ در ضمیر ناخودآگاه , مانند خود صحبتی و ... , به مرور از بین می رود . البته با بکار بردن جملات مثبت تلقینی , در کوتاه مدتی , قدرت حافظه از دست داده خود را باز خواهید یافت.
|
|
 |
 |
 |
 |
|
|
|
 |
|
 |