به وبلاگ من خوش آمدید
بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
ایجاد صفحه: - ثانیه

  

صدای کودک باعث بیدار شدن مادر مبتلا به ای کولای ( نوعی باکتری )از کما شد

کارن موریسرو کالتن کسی که بر اثر ارتباط با سم باکتری غذا ( ای کولای ) درکما رفته بود توسط شنیدن صدای کودک خود به زندگی برگشت . زن 32 ساله که در حال ضبط کردن صدای غرغره کردن کودک 10 ماهه خود اولیور بود بیهوش شده و در تخت بیمارستان قرار گرفت . او هم اکنون می گوید چگونه اراده به بازگشت به زندگی داشت با وجود اینکه سکرات مرگ و جان کندن ناشی از سم مزمن و سخت را تجربه کرده بود.
کتابخانه دار هنگامیکه اولیور کوچک فقط 10 هفته داشت توسط سم موجود در غذا (ای کولای) که دراثر مصرف یک همبرگر گیاهی از یک اغذیه فروشی ضربه خورده بود .
پزشکان تصمیم گرفتند او را در کما نگهدارند برای سلامتی اش و با آرزوی اینکه بدن او و داروها در جنگ با عفونت پیروز گردند .
او 5 هفته را در کما و با ماشین دیالیز گذراند قبل از اینکه به بیمارستان W.M.H برود .
خانم کالتن از ورکسهام در شمال والس اضافه کرد که او در بدترین لحظات می خواست که بمیرد به علت رنج و درد از سمی که در بدن او رخنه کرده بود و از حمله ناگهانی بیماری و قصور و کم کاری کلیه
ولی همسر او پول 33 ساله نوار ضبط شده ویدیوئی از هفته اول زندگی اولیور را در کنار او روشن کرد و او با اینکه در کما بود صدای کودک خود را می شنید و بخاطر می آورد .
او می گوید : من اعتراف میکنم کهدر یک مرحله تسلیم شده و به صراحتاً و صادقانه می خواستم بمیرم .
ولی بعد من صدای اولیور را شنیدم و فکرکردم که من می خواهم زندگی کنم و زنده بمانم .
من صدای او را می شنیدم زیرا همسرم پول نوار ویدیو را روشن کرده بود و من به خودم آمدم و به خودم گفتم نمی توانم این کار را بکنم من نیاز دارم که زنده بمانم .
او اضافه کرد : من صدای او را شنیدم و خوشبختانه و از کما بیرون آمدم .
او نمی توانست کودک خود را تا 8 ماه ببیند چون آوردن او به بیمارستان برای دیدن مادر خود در بخش مراقبتهای ویژه خطرناک بود .
ولی همسر او که یک مشاور تجارتی است عکسها و فیلمهای پسرشان را برای او میبرد .
او همچنین درکنار او می نشست و پیشرفت و ترقی در امور عادی و روزمره را به او می گفت ( پیشرفت کودکشان در امور روزمره اش را)
او باور داشت که حس عشق مادرانه او به پسرش باعث غلبه کردن وپیروز شدن او در جنگی سخت برای حیات بود .
او گفت : این بیشترین و بزرگترین مورد طبیعی درجهان برای یک مادر است که آن عشق را وقتیکه صدای کودکش را می شنود احساس می کند .
من یادم می آید که دراز کشیده بودم وفکر می کردم که من میخواهم صورت او را ببینم وبغلش کنم و دستان کوچک او را لمس کنم و در دستانم بگیرم .
من می دانستم که باید زندگی کنم و او (اولیور) به مادر خود نیاز دارد . من فقط میخواستم او را ببینم .
او اضافه کرد : من میدانستم که در یک مرحله از زندگی خواهم مرد ، در حقیقت بخاطر تمام آن درمانهائی که داشتم و به من وصل بود می دانستم که دوام نمی آورم .
ولی هنگامی که پول نوار ویدیو را روشن کرد موضوع تغییر کرد و من شروع به جنگیدن کردم 
او به مدت 8 هفته از پسر خود دور بود و فقط هنگامی که به اندازه کافی خوب شده بود که از بخش مراقبتهای ویژه خارج شده و وارد بخش عمومی گردید توانست او را ببیند .


نوشته شده توسط محمد در شنبه 16 اردیبهشت 1391 و ساعت 01:59 ق.ظ [+] | نظرات ()
ازدواج موجی چیست ؟
منظور از این نوع ازدواج این است که ارواح از ارتعاشات هاله ای که تمام سطح بدن فرد را می پوشاند یکدیگر را می شناسند و به جانب هم کشیده می شوند چون آن ها می فهمند که برای انسان طول موجی هست یعنی امواج با سرعت معینی حرکت می کنند که هاله هر کس آن سرعت را تعیین می کند و همان تشابه در طول موج است که شخصی حتی در روی زمین از جنس معین در نظر شخص دیگری از جنس دیگر (زن و مرد) زیبا و جذاب جلوه می کند. این تأثیر در سطح جسدی و سطح اثیری یا سطح عقل و روحی یکسان است منظورم این نیست که بگویم ازدواج مطلقآ از تطابق تمام و رضایت دائمی و تسلیم در برابر یکدیگر ناشی می شود ، خیر ، بلکه همانطوری که در هر رابطه موفق لازم است که میان دو شیء مربوط به هم فرقی باشد در ازدواج هم باید فرق میان طرفین باشد چون زن و مرد مخلوقی هستند که در فکر و عمل به هم تفاوت دارند پس از تماس این دو نیروی مختلف با هم تطور به وجود می آید همانطوری که در زندگی همجنسی زمین اطفال به وجود می آیند. 

این تحقیق از شودزموند است. شودزموند از مؤسسین مجمع بین المللی روحی در لندن و آکسفورد بود و در جوامع خارج از بریتانیا - در آمریکا ، اسکاتلند و غیره - هم به آزمایشات روحی پرداخته بود. این شخص ادیب و نویسنده بود که صدها داستان و کتاب های با ارزش ادبی - اجتماعی - روحی نوشته ، عارف شاعر و سخنور ماهر بود. 
این شخص نتیجه تحقیقات روحی خود را در ده جلد کتاب نوشته است. این شخص جهانگرد هم بوده و حتی به قطب شمال هم مسافرت کرده است. وی رئیس قسمت بریتانیایی روابط بین المللی برای ادامه حیات پس از مرگ بود و در 23 دسامبر سال 1960 پس از انجام خدمات زیاد برای حرکت روحی وفات یافت.

این دانشمند درباره حیات خانوادگی در جهان ارواح تحقیقات مهم و با ارزشی دارد که بعضی از آنها را در کتاب " وقتی که مردی چگونه زندگی میکنی " و بعضی را هم در کتاب " دوست داشتن پس از مرگ " نوشته است.
این دانشمند در کتاب " پس از مرگ چگونه زندگی میکنی " نخست مطالب عمومی را بیان کرده که شامل چگونگی حیات پس از خروج روح از ماده فیزیکی می باشد و معتقد است که دانستن این مطالب برای هر انسان زنده لازم است و بعد هم کیفیت حیات جنسی را به شرح زیر بیان می کند:

الف ) حب در جهان ارواح تا جهان سوم ( سمرلاند ) مانند حب زمینی در انسان ها باقی است .

ب ) آنانکه در روی زمین عاشق بوده اند در آنجا هم بعضی به همان حال عاشق باقی می مانند و عشاق واقعی وقتی به آن جهان منتقل شدند , در جهان سوم با هم ارتباط می گیرند و به طریق امواج متبادل میان یکدیگر به طور غریزی لذت می برند. 

ج ) ازدواج همانطوری که حضرت مسیح گفته , در آن جهان ازدواج نمی کنند زیرا در آنجا هدف هایی مانند هدف های زمینی برای ازدواج وجود ندارد . وانگهی به عشق جنسی زن و مرد نباید به نظر خوب و زیبا نگاه کرد , مگر اینکه حب متبادل میان آنها آن عشق را مبارک سازد . پس حیات مشترک میان زن و مرد از طریق علاقه جنسی جدا از علاقه عادی میان آن ها می باشد . ازدواج حقیقی همانطوری که ارواح می گویند عبارت از تفاهم و تبادل امواج میان آندو می باشد و این ازدواج منحصر به زمین نیست بلکه در جهان روحی هم هست. 

د ) در جهان ارواح , به هم آمیختن امواج عشاق , همان اختلاط جنسی زمین می باشد ولی لذت این اختلاط امواج خیلی بالاتر از آن اختلاطی است که در زمین بود.

ه ) اختلاط زن و مرد در سطح زمینی و یا اثیری که به معنای مشارکت مهم میان آن دو است , نخستین هدفش مبادله عاطفه روحی و اثیری می باشد . بنا بر این به وجود آوردن اولاد یک امر عارضی برای ازدواج در آن جهان است .

و ) برای هر کدام از زن و مرد دوستانی هستند که آن ها با آن دوستان پس از انتقال به جهان ارواح یکدیگر را پیدا می کنند و اولاد هم در جهان ارواح همانطور رشد می کنند که در روی زمین می کردند ( من تصور می کنم این جمله معنایش این است که کودکان مرده در آنجا رشد و نمو می کنند , نه کودکانی که در اثر ازدواج در آن جهان به وجود می آیند چون به حکم ناموس فطرت هست هر موجود از جهان ماده گذارده می شود بنا بر این در آنجا کودک به وجود نمی آید مگر اینکه این جمله اشتباه باشد - مترجم ) و اعتقاد به اینکه ازدواج زمینی از کارهای آسمانی است , یک حقیقتی را مجسم می کند و آن این است که هدف و علت ازدواج , زندگی مادی نیست , بلکه عاطفه روحی است چون بطوری که کرارآ ساکنین جهان ارواح برای ما گفته اند , تنها محبت و علاقه روحی مرد و زن است که ازدواج صحیح را به وجود می آورد.

شودزموند اضافه می کند که در نوامبر سال 1933 در حضور دکتر تامسون که مهارت خاصی در قسمت روحی داشت و مدیوم روحی و همچنین با حضور یکی از اعضای هیئت اقتصادی و رئیس هیئت دینی من سؤالات زیادی درباره جنسیت از یک روح که دوست همه ما بود و آن روز خود را ظاهر ساخته بود , کردم . او گفت : هر شبیه در جهان روحی مجذوب شبیه خودش می باشد . چنانکه این قاعده در جهان هستی هم عمل می کند . بعد روح گفت : مشاجرات زن و شوهر تنها از این ناشی نمی شود که یکی صلاحیت دیگری را ندارد , بلکه گاهی اوقات این مشاجرات در اثر تصادم دو شخصیت قوی به وجود می آید . این نوع مشاجرات ذاتآ شر نیست ولی مانع از این می شود که طرفین از آن سعادت پنهانی که عقل و روح هر دوی آن ها در اثر تبادل محبت به دست می آوردند , استفاده کنند. 

بعد شودزموند می گوید : ارواح در جهان روحی همدیگر را در آغوش می گیرند و می بوسند و اتصال دو جسم اثیری به هم خیال نیست بلکه حقیقت است منتها در جهان زمینی دو جسد با هم مربوط می شدند ولی ارواح می فهمند که اتصال روحی بهتر از اتصال جسمی و جسدی می باشد. 

اختلاط ارواح در جهان روحی مقدمه برای تطور همان حب قدیمی زمینی می باشد. باز هم شودزموند می گوید : نزدیکی به هم در جهان ارواح از حیث اساس کاملآ متفاوت با نزدیکی در زمین می باشد , چون در جهان ارواح تقارن و نزدیکی دو روح به هم بر اساس تقارن ارتعاشات امواج آن دو به یکدیگر می باشد , یعنی آن دو در سطحی هستند که از لحاظ نوع علاقه به حیات و فکر با هم موافقند.

اما منظور از ازدواج موجی چیست ؟

منظور از این نوع ازدواج این است که ارواح از ارتعاشات هاله ای که تمام سطح بدن فرد را می پوشاند یکدیگر را می شناسند و به جانب هم کشیده می شوند چون آن ها می فهمند که برای انسان طول موجی هست یعنی امواج با سرعت معینی حرکت می کنند که هاله هر کس آن سرعت را تعیین می کند و همان تشابه در طول موج است که شخصی حتی در روی زمین از جنس معین در نظر شخص دیگری از جنس دیگر (زن و مرد) زیبا و جذاب جلوه می کند. این تأثیر در سطح جسدی و سطح اثیری یا سطح عقل و روحی یکسان است منظورم این نیست که بگویم ازدواج مطلقآ از تطابق تمام و رضایت دائمی و تسلیم در برابر یکدیگر ناشی می شود ، خیر ، بلکه همانطوری که در هر رابطه موفق لازم است که میان دو شیء مربوط به هم فرقی باشد در ازدواج هم باید فرق میان طرفین باشد چون زن و مرد مخلوقی هستند که در فکر و عمل به هم تفاوت دارند پس از تماس این دو نیروی مختلف با هم تطور به وجود می آید همانطوری که در زندگی همجنسی زمین اطفال به وجود می آیند.

وقتی که زن و مرد در برابر این اختلاف شخصیت خود تسلیم شدند دیگر اشتباه و یا خطا در میان آنان رخ نمی دهد .

ازدواج در جهان روحی

در فصل ۲۶ کتاب انسان روح است نه جسد (شودزموند) این موضوع را چنین توضیح داده است :

من در اثر پیامهای رسیده از ارواح می دانم که تجربه آنان از نزدیکی جسد و عقل دو جنس مخالف به هم (عشق روحی) متوقف نمی شود و آنها در این مورد از جسد اثیری خود با یک روش حکیمانه و عقلی استفاده می کنند . در حقیقت ازدواج در جهان روحی میان زن و مردی که یکدیگر را دوست دارند ٬ به وسیله ارتباط ارتعاشات موجی و هاله ای هر کدام از آنها با دیگری انجام می شود یعنی هروقت زن و مرد کوکبی می خواهند با هم ازدواج کنند ٬ مانند ما از تماس جسد استفاده نمی کنند گرچه جسد اثیری دارند ٬ ولی از متصل ساختن ارتعاشات موجی خود همچنین داخل کردن هاله حیاتی خود به ارتعاشات موجی و هاله طرف مقابل استفاده می کنند.

آنها گفته اند که خود این عمل یعنی ابتدا هماهنگ ساختن و بعد انجام ملامسه به میان ارتعاشات موجی و هاله های طرفین ٬ فن بسیار ظریفی می باشد . به همین جهت است که ما در جهان روحی اگر توانستیم از این عمل استفاده کنیم ٬ قطعا ارتباط زناشوئی روحی ما پیشرفت می کند . و اگر نتوانستیم آن ارتباط مبدل به یاس و نومیدی می شود.

من ( شودزموند ) به کمک روح راهنمایم که مصری هم بوده بنام ( ردکلاو ـ فرعون قدیم مصر ) به دست آورده ام . و فهمیده ام که موجودات جهان اثیری از لحاظ احساس ٬ خیلی دقیق تر و عمیق تر از ما هستند . بنا بر این آنها لذت و رنج را عمیق تر از ما درک می کنند . پس مقصود از اتصال فیزیکی و مستقیم دو روح در جهان اثیری چیست ؟ آیا باید معتقد باشیم که آنها با اتصال ارتعاشات موجی و هاله های حیاتی جسد اثیریشان با هم همآغوش می شوند یا اینکه بدین وسیله عقل و شخصیت یکدیگر را به هم پیوند می دهند ؟ چون در این به هم پیوستن ٬ هر عاشقی نصف مکمل خود را در طرف مقابلش می بیند یعنی هر کدام از آن زن و مرد کوکبی احساس می کند که نیمه مکملی وجودش در وجود طرف مقابل است . چون ناموس فطرت ٬ هر کدام از آنها را برای دیگری انتخاب کرده است.

ولی باید توجه کرد که اتصال فیزیکی دو روح زن و مرد در جهان ارواح آنطوری که از پیام خود آنها فهمیده ام مانند اتصال دو جسد گوشتی به هم نیست ٬ که در روی زمین وجود دارد ٬ بلکه اتصال آن دو به هم اثیری است . نظیر این ٬ اتصال اثیری در روی زمین هم هست . زیرا وقتی که ما در روی زمین برای هر دو عاشق ٬ جسد اثیری هم قائل باشیم (چنانکه هستیم) و می دانیم که این دو عاشق زمینی چگونه قبل از لمس کردن اجساد یکدیگر ٬ با جسد اثیری یکدیگر را لمس کرده اند چون اگر ارتعاش امواج جسد اثیزی و هاله ای آن دو با هم تماس نداشتند جاذبه عشق در میان آنها بوجود نمی آمد پس در واقع همین عشقهای زمینی که حتی منجر به ازدواج جسدی هم نمی شود ٬ در یکدیگر اثر می گذارند ٬ و حتی شدت هم پیدا می کنند.

ولی اگر اجساد مادی قبل از بوجود آمدن آن تماس روحی و تداخل هاله ها در یکدیگر با هم لمس کنند این عمل مدار مغناطیسی عشق دو طرف را می بندد . یعنی دیگر ارتعاشات موجی و هاله ای میان آنها متبادل نمی شود . در آن وقت است که محبت واقعی از بین می رود و آن آرزوهای عشق واقعی خاموش می گردد.

من معتقدم در آن اتصالی که میان دو جسد اثیری برای عاشقان بوجود می آید ٬ مراکز معینی عمل می کنند که صرف فیزیکی نیستند . یعنی تنها ارتعاش امواج و یا هاله ها در یکدیگر اثر نمی گذارند . بلکه در همان هنگام تاثیر متقابل ارتعاشات و هاله ها ٬ عقل عشاق و روحشان هم در یکدیگر اثر می گذارند . همین فرستنده ها کلیدهائی هستند که درهای روح و جسد اثیری طرف مقابل مرد یا زن را باز می کنند تا از گنجینه های عقلی ملکاتی یکدیگر آگاه شده و برای تکمیل خود از آنها استفاده .
کودکان ستاره ای

شودزموند می گوید : وقتی که دو عاشق اثیری به طریقی که ذکر شد از لحاظ ارتباط موجی و تماس جسد اثیری با هم نزدیک شدند ٬ کودکان ستاره ای بوجود می آیند . و او اضافه می کند که ٬ فقط می تواند به طور اجمال به این سوال که در صورت تماس جسم اثیری دو عاشق در جهان روحی منجر به ولادت می شود وضع به همین نحوی است که در زمین بچه ها متولد می شوند ٬ پاسخ دهد آن هم پاسخ محدود .

ولی آنچه که در این باره می داند این است که تولد در جهان روحی و همچنین حمل رنج و مشقت ندارد. و حتی هیچگونه تغییری در شکل و وضع ما در هنگام حمل ظاهر نمی شود . چون حمل در اینجا روحی است نه مادی. و این را هم می دانم که بطور قطعی دوران حمل ٬ خیلی بیشتر از زمان حمل زمینی می باشد . چون در واقع کمال طفل و متناسب بودن ارتعاش امواج وی با سطح روحی پدر و مادر ٬ در همان زمان بارداری انجام می شود.

باز هم شودزموند ادامه می دهد که جمال مولودهای آسمانی خیلی زیبا تر از کودکان زمینی است . بخصوص نسبت به زنان و مردانی که در روی زمین طفلی از خود به یادگار گذاشته اند . آنها ( کودکان آسمانی ) از تبادل ارتعاشات امواج و هاله های زن و مرد بوجود آمده اند . بنا بر این از هر لحاظ کاملند . و در سطح جهان روحی از این مناظر شناخته شده در نزد ما زمینی ها یافت نمی شود ٬ که فرزندان با پدران و مادران خود مشاجره نمایند و یا برای خانواده دردسری فراهم سازند . بطوری کلی از آن رنجها و بد بختیهائی که خانواده های زمینی دچار هستند در خانواده های آسمانی خبری نیست.

بعد هم شودزموند اضافه می کند مسلما آن مردان و زنان که دارای خرد محدود هستند و نمی توانند چیزی را که خارج از تجربیات زمینی خود باشد تصور کنند ٬ نه تنها این حقایق را نخواهند پذیرفت ٬ بلکه اغلب مطالب گذشته ما را مسخره خواهند کرد ٬ بدون اینکه برای حل این مشکلات پیچیده تحقیق و یا آزمایش کنند لکن با کمال صراحت می گویم این قبیل ساکنان روی زمین به زودی در جهان روحی از خواب غفلت بیدار شده خواهند فهمید که سخنان و گفته های ما در مورد (حب و ازدواج و ولادت) که به ظاهر یک سلسله حقایق زمینی هستند ٬ لکن ریشه آنها در جهانهای روحی است . پس آنوقت متوجه خواهند شد که ما انسانها ی زمینی خداوند را فقط از طریق تحلیل می شناسیم. 


نوشته شده توسط محمد در شنبه 16 اردیبهشت 1391 و ساعت 01:36 ق.ظ [+] | نظرات ()
یك گزارش زنده و مستند. خبر وقوع زلزله(بخوانید)
اعتبار خبر زلزله
اگر بخواهیم صرفاً دربارة اعتبار خبر مربوط به زلزلة بم بدانیم باید گفت كه از یكی دو روز قبل از زلزله او چندین بار موضوع زلزله را به چند نفر هشدار داده است، از طرفی شب قبل از زلزله او ملاقاتی را با حدود دویست نفر از افراد داشته است و در این ملاقات كه صدا و تصویر آن ضبط شده و موجود است، مطالبی را دربارة زلزله‏ای ویرانگر می‏گوید. شهادت همة آن حاضران و شهادت فیلم مستند و زنده‏ای كه در این‌باره هست می‏تواند كاملاً گویا و كافی باشد. اما اخبار بسیار دیگری دربارة او وجود دارد كه حاكی از تجارب بزرگی است كه افراد مختلف از او داشته‏اند. عظمت و بزرگی بعضی از این تجارب و نشانه‏ها آنقدر بزرگ‏تر از موضوع زلزله بم است كه صرفاً با استناد به آنها می‏توان به اعتبار كامل موضوع زلزلة بم اعتراف كرد. دربارة دیگر اخبار مشابه هم، همین موضوع صادق است.
 
 رؤیاها می‏گویند
 مدتها پس از اعلام هشدار مربوط به تهدید «آبها و ساحل»، بعضی از شاگردان او، بی‏آنكه از چنین هشداری مطلع باشند، موضوعات مرتبط با این اتفاق را در خواب دیدند و بصورت نامه ارسال كردند. در اینجا به دو نمونه از رؤیاهای مرتبط با زلزلة بم و سه مورد از رؤیاهای مرتبط با زلزلة بزرگ آسیا اشاره می‏كنیم كه در هر دو موضوع، مدت‌ها قبل از وقوع فاجعه دیده و گزارش شده‏اند. (5)
 
 دو نمونه از رؤیاهای مربوط به واقعة بم
 خانم «مرجان.ب» شب قبل از زلزلة بم این رؤیا را می‏بیند:
 «ساختمان‌های سوخته‏ای را در خواب دیدم و در خواب با خودم می‏گفتم كه این ساختمان‌ها قرار است فرو بریزند. چرا؟»
 آقای «سعید.ش» در شرح رؤیای خود كه در تاریخ 28/1/82 یعنی 253 روز قبل از زلزلة بم آن را ثبت و ارسال می‏كند، می‏گوید: «شخص بزرگی را در خواب دیدم... به من گفته بود كه در روز فلان یك اتفاق بزرگ خواهد افتاد و آن اتفاق این است كه همه درختان می‏افتند بر روی زمین. من متوجه شدم كه وعده وقوع این اتفاق در قرآن نیز در یك آیه آمده است [احتمالاً اشاره به سوره زلزال]. روز وقوع فرا رسید [در خواب] و ما و جمعی از بستگان در حیاطی بودیم كه شبیه باغ بود و زمین‏ها پر از درختان شبیه نخل بود [یادآور اینكه در بم، درختان نخل فراوان است و خرما كه محصول درخت نخل است یكی از نمادهای اصلی شهر بم است] من آن موضوع [وعده اتفاق] را فراموش كرده بودم. ناگهان یكی از درختان بلند حیاط از پایین تا شد و شروع به سقوط كرد و من شوكه شده بودم [در تفسیر رؤیا، چون درخت از پایین به بالا ضربه دیده و سقوط كرده به معنی آن است كه نیرویی از سمت زمین به آن وارد شده است نه از سمت هوا، مانند طوفان، ضمناً نیروی زمین عموماً بصورت زلزله وارد می‏شود] و بعد دیدم همه درختان شروع به سقوط كردند و دیدم همه درختان خوابیدند و هیچ درخت ایستاده‏ای دیده نمی‏شد [طبق نمادهای رؤیا، درختان، در اینجا می‏توانند نماد ساختمان‌ها باشند] این یك دگرگونی بزرگ بود. خیلی‏ها مردند و خیلی جاها آتش گرفت».
 
 سه مثال از رؤیاهای ارسال شده دربارة زلزلة بزرگ آسیا
مورد اول: مربوط به «ل.خانجانی» است كه در حدود 6 ماه قبل از زلزلة آسیا، ارسال شده است.
عین متن رؤیا: «چند شب پیش (صبح روز جمعه) 19 تیر [1383] خواب دیدم كه زلزله آمده و خانه‏ها خراب شده است البته خانه ما [در شهر تهران] سالم بود و كسی نبود كه مردم را از زیر آوار بیرون بیاورد. آسمان ابری بود، ابرهای خاكستری. به نظر می‏رسید چهار جزیره در جنوب ایران [یادآور كشورهای ساحلی اندونزی، سری لانكا، تایلند و هند در جنوب شرقی و جنوب آسیا كه شدیداً در معرض تسونامی بودند] به زیر آب رفته... ما منتظر اتفاقی بودیم كه به آن چهار جزیره مربوط می‏شد».
 مورد دوم: مربوط به «س.ا» كه چند ماه قبل از زلزله آسیا ثبت و فرستاده شده.
عین رؤیا: «شب عید غدیر بود بعد از مراسم دعا حال خوبی داشتم. خوابیدم و آن شب خواب عجیبی دیدم. در خواب همهمة عجیبی بود. به بیرون از خانه آمدم. همه هراسان بودند و به سمتی می‏دویدند. سؤال كردم چه خبر است؟ جواب دادند كه قرار است بلایی نازل شود و گفته‏اند كه قرار است شهر با سیل ویران شود. هر كس وسیله‏ای از زندگی‏اش را با خود حمل می‏كرد. با مردم همراه شدم. به بالای تپه‏ای رسیدیم [به بالای تپه رفتن می‏تواند برای فرار از هجوم سیل و آب باشد] و همگی به سمت آسمان خیره شده بودند و ناگهان صداهای وحشتناك رعد و برق شنیده شد و ابری سیاه و قطور از سمت جنوب تهران [به جهت جغرافیایی جنوب توجه شود] نمایان شد كه خیلی تیره بود و با اینكه فاصلة زیادی با ما داشت ولی آسمان تیره شده بود. در همان حال من فریاد زدم بلا نازل شد و دیگر همه چیز تمام شد، بیایید در این لحظات آخر از خدا طلب رحمت و بخشایش كنیم، شاید كه مورد رحمت واقع شویم؛ و سپس من دستانم را رو به آسمان بلند كردم و با تضرع الرحمن و الرحیم را می‏خواندم. یك‌باره صاعقه‏های شدیدی از لابلای ابرهای سیاه ساختمان‌های بلند را مورد اصابت قرار داد و ساختمان‌ها را از نیمه منهدم می‏ساخت. اطرافیان همراه با من با صدای بلند، الرحمن و الرحیم را تكرار می‏كردند و طلب بخشایش می‏كردند كه یك‌باره صدای رعدآسای صاعقه‏ها ساكت شد. در خواب احساس كردم كه مورد بخشایش و رحمت پروردگار واقع شدیم و از نزول بلا جلوگیری شد ولی هم‌چنان ابرهای سیاه كه تمامی آسمان جنوب تهران را احاطه كرده بود بر جای خود باقی ماندند».
 در مورد سوم، قسمتی از متن رؤیای خانم «م.پ» را ذكر می‏كنیم كه آنهم چند ماه قبل از زلزلة جنوب شرقی آسیا ارسال شد.
قسمتی از عین رؤیا: «خواب دیدم كه در دهكده‏ای ساحلی هستم. خانه‏ای ویلایی وجود دارد كه جلواش دریا و پشتش اصطبل اسب می‏باشد. دریا آرام و آسمان آبی و صاف بود. میان آسمان در بالای دریا صفحه‏ای مستطیل شكل وجود داشت كه در آن آینده را نشان می‏داد. تنها چیزی كه یادم است این است كه در آن مانیتور بدون قاب، دریا خروشان و طوفانی و قهوه‏ای رنگ بود و آسمان قرمز. همه جا به هم ریخته بود. اسب‌ها فرار می‏كردند». [یادآور این مطلب كه در زلزله 9/8 ریشتری علی رغم پیدا شدن جسد بیش از صدها هزار نفر، در عین شگفتی ناظران، جسد حیوانات وحشی مشاهده نشد. از دید كارشناسان، این حیوانات به دلیل برخورداری از حس ششم، پیش از وقوع زلزله و هجوم امواج اقیانوس، از آن مطلع شده و به مكان‌های امن پناه برده بودند].
 
 علاوه بر نمونه‏هایی كه ذكر شد رؤیاهای زیادی دربارة موضوعات مختلف و بویژه چند واقعة مهم، توسط افراد مختلف ارسال شد. درواقع می‏توان گفت رؤیاها راهی برای دریافت اخبار غیبی و باخبر شدن از اسراراند منتهی در این میان چند مسئله می‏توانند فضای كار را تیره و مبهم كنند. اینكه رؤیای چه كسی درست است و چه كسی نیست؟ آیا ما آنچه بخواهیم می‏توانیم از طریق رؤیا مطلع شویم یا اینكه وقتی كه قرار است از چیزهایی خاص مطلع شویم، روش رویا عمل می‏كند؟ چگونه می‏توان تفسیر و تعبیر درستی از رؤیاها داشت؟ آیا هر كسی می‏تواند رؤیاهای واقعی ببیند؟ فاصله بین واقعیت داشتن و ادعا كردن چیست؟
 رؤیاها یكی از اصلی‏ترین راه‌های ارتباطی انسان با جهان اسرار شمرده می‏شوند. دری كه در اكثر مردم به سختی بسته و مهر و موم شده است و با اینحال دری كه می‏توان آن‌را به آرامی دوباره باز كرد و از اسرار جهان‌ها، از آینده‏ها، از گذشته‏های فراموش شده، از چیزهایی كه باید بدانیم و نمی‏دانیم، بنا بر مصلحت الهی مطلع شد. اما نباید با بروز یك یا چند تجربه، فوراً به این نتیجه رسید كه در باز شده است چون همین تلقی نادرست به بسته ماندن در كمك می‏كند و باز شدن آن‌را مشكل‏تر می‏سازد. رؤیاهایی كه در این گفتار ذكر آنها رفت مربوط به اشخاص غیررؤیابین بود بنابراین می‏توان تصور كرد كه افراد رؤیابین قادرند با دقت و احاطه بسیار بیشتری از وقایع مهم و تغییرات خبر دهند.
 و اما در مورد مسئله‏ای به نام زلزلة تهران كه در میان مردم شایع است. آیا واقعاً زلزله‏ای در تهران اتفاق خواهد افتاد؟ جواب به این سؤال، چندان سخت و پیچیده نیست اما اگر چنین چیزی واقعیت داشته باشد، اگر واقعاً زلزله‏ای بزرگ در راه باشد (كه معلوم نیست در راه باشد یا نباشد) آیا می‏توان از طرق مجرب و مطمئن، به دقت آن را پیش‏بینی كرد و از فجایع و خرابی‏ها و مرگ و میر آن به شدت كاست؟ ما معتقدیم كه اگر این مهم خواسته شود و راه‏حل‏ها جدی گرفته شود، دور از انجام نیست. رؤیاها خبر می‏دهند همان‌طور كه هزاران سال است خبر داده‏اند. و نیز ما می‏توانیم از شعور طبیعت، از هوشمندی مرموز جانوران و مخصوصاً سگ، موش صحرایی، روباه، داركوب، مورچه‏ها، زنبورها و بعضی از حیوانات دیگر، برای پیش‏بینی بلایای طبیعی بهره‏های فراوان ببریم. حتی از تغییرات صدای پرندگان و قورباغه‏ها، از تغییر شكل ابرها و تغییرات آب‌ها و بادها می‏توان به تشخیص قوی یا حتی تشخیص قطعی بلایای طبیعی و بعضی از اتفاقات آتی، پرداخت.
                             گروه تحقیق و مستند سازی یاسین                                   
پی‌نوشت:
1_ توضیحات داخل كروشه توسط ویراستار اضافه شده است
2_ این ملاقات به صورت زنده و مستند، فیلم برداری شد. در این ملاقات حدود دویست نفر حضور داشته اند.
3_ حتی بعد از كسوف و بعد از وقوع طوفانها و زلزله ها این نقل قول از جانب او رد یا تایید نشد.
4_ علی رغم تلاش زیاد، نتوانستیم تایید این گزارش را از خود او بگیریم. بنابراین صرفا به گزارش شاهد اكتفا كردیم.
5_ مشخصات كامل و دقیق افرادی كه این رؤیاها را دیده‌اند، بعلاوه نامة ارسالی آنها در تاریخ‌های قید شده، نزد نشریة علوم باطنی موجود است. ضمناً در صورت لزوم، ممكن است نشریة علوم باطنی در یكی از شماره‌های خود، با این افراد و بسیاری از افراد دیگری كه رؤیاها و تجارب خاصی‌‌‌‌‌‌‌‌  داشته اند ‌  و ارسال كرده‌اند، پس از تأیید رؤیاها، و تجارب آنها (از طرق مربوطه) مصاحبه‌هایی را ترتیب دهد.


نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 و ساعت 03:32 ب.ظ [+] | نظرات ()
نفس عمیق بكشید
تنفس عمیق موثرترین راهکار برای کاهش استرس و آرامش پیدا کردن است.به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، آکادمی آمریکایی پزشکان خانواده در این مطلب چند دستورالعمل مفید را برای انجام تکنیک های تنفسی عمیق ارائه کرده است.به گزارش سایت اینترنتی هلت دی نیوز، در این مطلب تاکید شده است که روی یک سطح صاف به پشت دراز بکشید یک دست خود را روی معده و دست دیگر را روی قفسه سینه خود قرار دهید.در این وضعیت به آرامی نفس بکشید و مطمئن شوید که در حین تنفس معده اندکی بالا بیاید.پس از فرو بردن هوا یا عمل دم نفس خود را یک تا دو ثانیه نگه دارید.سپس عمل بازدم را به آرامی انجام داده و اجازه دهید معده پایین برود. این تکنیک را تکرار کنید تا کم کم آرامش بر شما غلبه کند.


نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 و ساعت 03:22 ب.ظ [+] | نظرات ()
786
عزیزانم اگر سوالی دارید در پایین هر مطلب در قسمت نظرات-یا در قسمت تماس با مدیر در بالای صفحه.سوالات خود را بنویسید و ایمیل خود را هم حتما" وارد نمایید تا با شما ارتباط برقرار كنم.
سپاس.
محمد


نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 21 فروردین 1391 و ساعت 02:07 ق.ظ [+] | نظرات ()
تشریح شكلپذیری و عملكرد باورها
 از دیدگاه دانشمندان سیستم اعتقادی بشر، از قالب‏های فكری تشكیل شده است كه با برداشت‏های درست یا نادرست ما از واقعیت ارتباط دارند. تفسیر واقعیت در هر قالب فكری، منحصر به همان قالب است.
 مردم در طی تجربیات روزمره، درون فضاها یا سطوح مختلف تعبیری خود در حركتند. در واقع تجربیات آنها در قالب‏های فكری متعلق به خودشان تعبیر و تفسیر می‏شوند. در هر سطح یا فضای تعبیری، جهان به گونه متفاوتی تفسیر می‏شود. باید دانست كه قالب‏های فكری، واقعیاتی انرژی‏مند هستند و دارای قدرت‏های متفاوتی می‏باشند. این قالب‏ها بواسطه انرژی یا اهمیتی كه فرد به آنها می‏دهد، تغییر می‏كنند. از طرفی عادات فكری ما نیز پدیدآورنده، شكل‏دهنده و حافظ قالب‏های فكری می‏باشند. برخورداری قالب‏های فكری از نیروی عاطفه، به آنها قدرت بیشتری می‏بخشد. این قالب‏ها می‏توانند ناآگاهانه یا خودآگاهانه به وجود آیند؛ مثلاً مرور مستمر ترس ذهنی "ممكن است نتوانم از پس فلان كار برآیم"، خود خالق یك قالب فكری است. به هر میزان كه ما دانسته یا ندانسته به این قالب انرژی بدهیم، تأثیر اندیشه مربوط به این قالب به خلق بیشتر نتیجه‏ای كه از آن وحشت داریم منجر خواهد شد. این قالب‏های فكری به طور كاملاً طبیعی بخشی از شخصیتی هستند كه فرد حتی به آنها توجه ندارد. قالب‏ها عموماً در كودكی شروع به شكل‏گیری می‏كنند و مبنای آنها استدلال كودكانه است. پس از آن در طول زندگی با شخصیت فرد عجین می‏گردند و چون باری اضافی فرد را ملزم به حمل خود می‏كنند. از آنجا كه این قالب‏ها به طور عمیق در ناخودآگاه مدفون نشده‏اند و درلبه خودآگاهی قرار دارند، از طریق روش‏هایی قابل اصلاح می‏باشند.
 از مهم‏ترین روش‏های از بین‏برنده قالب‏های فكری، فهم و درك آنهاست. مشاهده روند شكل‏گیری قالب‏ها، دقت و تفكر بر عملكرد ناخودآگاهانه آنها، دیدن میزان انرژی‏مندی و تأثیرات مثبت و منفی آنها بر روند زندگی و سرنوشت، می‏تواند از قدرت این قالب‏ها بكاهد و یا قالب فكری را كاملاً دگرگون نماید.


نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 21 فروردین 1391 و ساعت 02:05 ق.ظ [+] | نظرات ()
ساختن واقعیتها با رؤیا
این گزارش حاوی شرح تجربه افرادی است كه در تاریخ03/4/1383 (صبح روز سه‌شنبه) در ارتباط با حضرت استاد «ا.م.ر» (قطب جهانی علوم باطنی) نوشته و به واحد تحقیق و مستندسازی یاسین ارسال داشته‏ اند. عین نامه‏ ها و گزارشات این افراد (همراه با اسامی، مشخصات و آدرس آنها) در اختیار نشریه علوم باطنی قرار می‏ گیرد تا در صورت لزوم و تشخیص سردبیر محترم، منتشر شود. موضوعیت این گزارش مستند، نشان دادن عملی یكی از ابعاد هنر رؤیابینی خلاق است و بنابراین می‏ توان آن‌را به عنوان یكی از درس‏های عملی- نظری هنر رؤیابینی خلاق تلقی كرد. به همین دلیل قبل از بیان گزارش، توضیحاتی كلی را درباره هنر رؤیابینی خلاق (با استناد به درس‏های مربوطه) ذكر كردیم. لازم به ذكر است، نشریه علوم باطنی و مؤسسه اوامر یاسین تنها مراجع پاسخ‌گو و تأییدكننده در ارتباط با گروه مستندسازی یاسین می‏ باشند. 
 
 در كنار آب نشسته بودیم و داشتیم صبحانه می‏ خوردیم. در آب تعدادی ماهی بود. او قبلاً با من صحبتی درباره فنون مربوط به رؤیابینی داشت. از من پرسید كه آیا می‏ توانی به ماهی‏ها (یی كه در آب هستند) بگویی كاری انجام دهند؟ مثلاً در یك گوشه جمع شوند... از بقیه هم پرسید كه آیا می‏ توانید الان به ماهی‏ها بگویید یك‌جا جمع شوند. گفت وقتی با روح‏ام فرمان می‏ دهم آن فرمان خودبه خود انجام می‏ شود اما این‌كار یك فن است و با فرمان دادنِ روح بسیار متفاوت است. چیزهای دیگری هم گفت. چند دقیقه بعد وقتی حرف‌های او را مرور كردم موضوع برایم روشن‏تر شد چون او بعداً گفت همان وقتی كه با شما صحبت می‏ كردیم یك فن (رؤیابینی) اجرا شد. شاید نوع حركات او معنای آن فن بود. یك فن آشكار و مستقیم. گفت اگر بتوانید با قلبتان ببینید ماهی‏ها آنجا جمع شده‏اند، آنجا جمع می‏ شوند...
 گفت بیایید ببینیم. وقتی كنار آب رفتیم و داخل آب را دیدیم ماهی‏های زیادی ( و شاید همه ماهی‏ها) در نقطه مورد اشاره جمع شده بودند. از نظر او همه ماهی و نه اكثر آنها، به گوشه آمده بودند. لازم به ذكر است كه از جایی كه ما نشسته بودیم هیچ اشرافی به نقطه مورد اشاره، كه ماهی‏ها در آن جمع شدند وجود نداشت. دوباره به سر سفره برگشتیم و پیرامون موضوع فن (یكی از فنون رؤیابینی خلاق) صحبت كردیم. من گفتم یك روش (برای جمع كردن ماهی‏ها در یك نقطه خاص) این است كه من در ذهنم ماهی را بسازم و به آن‏ها در ذهنم تخم مرغ بدهم بنابراین ماهی‏ها در فضای خارج از ذهنم جذب تخم مرغ می‏ شوند. روی میز تخم مرغ داشتیم. یكی از آنها را برداشتم و دوباره كنار آب رفتیم. به گفته او تخم مرغ را دو نیم كردم و یك نیمه را به داخل آب انداختم. تعدادی ماهی جمع شدند و تخم مرغ را خوردند. او نیمه دیگر تخم مرغ را از من گرفت و آنرا در دستش گذاشت و بعد با حالتی كه انگار دارد مشتش را می‏ خورد، دهانش‏اش را روی مشت‏ اش گذاشت. مثل اینكه مشت خود را گاز بزند. گفت مثلاً در عالم رؤیا دست من یك ماهی است كه دارد تخم مرغ می‏ خورد. بعداً هم تخم مرغ را دور انداخت اما نه در داخل آب بلكه روی زمین.
 بعد از این‌كار او گفت الان در عالم رؤیا یك ماهی تولید شده است. یا به رنگ تخم مرغ (سفید و زرد) است یا داخل شكم‏ اش تخم مرغ است. چون رؤیایی از روح من در آن است پس برای خودش یك شاه ماهی است. پس وقتی آن ماهی را به سمتی هدایت كنیم بقیه ماهی‏ها هم به آن سمت كشیده می‏ شوند و از آن پیروی می‏ كنند. بعد در آب تف كرد. چند لحظه بعد ماهی نسبتاً بزرگی را (نسبت به كل ماهی‏های مشابه) دیدیم كه رنگ آن شبیه تخم مرغ بود. یعنی زرد و سفید. ماهی‏های دیگر هم دنبالش بودند. خیلی عجیب بود. او تف كرد و ماهی درست شد. ماهی‏های دیگر هم از آن تبعیت می‏ كردند. او دوباره به داخل آب تف كرد. به گفته خودش این تف با بار قبل فرق داشت. ماهی‏ها همگی به سمت آن جلب شدند و در همان ناحیه ماندند. او گفت ماهی‏ها اینجا می‏ مانند مگر آن‌كه با فن دیگری آنها را پراكنده كنیم. تا پایان زمانی‌كه آنجا بودیم ماهی‏ها در همان نقطه ماندند.
 او توضیح داد كه این حركت‌های نمادین، زبان جهان رؤیا هستند و او دارد با جهان رؤیا حرف می‏ زند (به آن فرمان می‏ دهد). باید زبان آن جهان را بدانید تا بتوانید با آن حرف بزنید. این زبان همیشه یكسان نیست و در زمان‌های مختلف، یك كلمه یك معنی را نمی‏ دهد...
 از كنار آب فاصله گرفتیم. او توضیحاتی دیگری در رابطه با این فنون داد و سپس فن دیگری را در این ارتباط به ما نشان داد. دستش را به حالتی گرفت كه انگار ماهی است. همان ماهی كه شاه شده بود. بعد شروع به فوت كردن به داخل شكم آن (در رؤیا) كرد. آن‌قدر كه مثلاً دیگر جا نداشت به داخل آن فوت كند. گفت دوباره كنار آب برویم و داخل آب را نگاه كنیم. وقتی كنار آب رفتیم یك ماهی دیدیم كه شكمی خیلی بزرگ و غیرعادی داشت. ماهی‏ها هم بدنبال‏ اش حركت می‏ كردند. ماهی قبلی دیگر حالت سردسته نداشت و یك ماهی عادی شده بود...
 او گفت در جهان رؤیا فرقی نمی‏ كند چه چیزی بوجود می‏آوری. ماهی. سرباز. سلاح جنگی یا هر چیز دیگری. در این صورت جنگیدن خیلی آسان می‏ شود اما با توجه به قانون عدالت و هماهنگی نمی‏ توان از این فنون استفاده كرد. ولی روزی می‏ رسد كه قدرت‌ها از نظر برابری در سطح یكسانی قرار می‏ گیرند و آن روز از این فنون استفاده خواهد شد.
 منظور او از رؤیا (رؤیا ساختن و رؤیا دیدن) خواب دیدن نبود. او در بیداری با جهان رؤیا رابطه برقرار می‏ كرد.
 از او پرسیدم آیا مسیحا هم همین كار را با پتروس كرد وقتی تورهای پتروس از ماهی پر شد؟(1) گفت: شاید هم تف كرده باشد!
 مجدداً از آب فاصله گرفتیم. سپس او كار را به این صورت ادامه داد. دستش را جلوی دهانش گرفت و انگشتان دستش را به عنوان ماهی‏های ریز به حركت درآورد. قبل از این او از دیدن با قلب گفته بود(2) و حالا صحبت از دیدن رؤیا در دهان بود. او همان‌طور كه انگشتانش را حركت می‏ داد در هوا تف كرد و این تف مثل پودر (بسیار ریز) از دهانش خارج شد. تف‌ها روی زمین ریخته شد. گفت این‏ها ماهی‏های كوچك هستند. سپس اشاره كرد كه برویم نقطه‏ای از آب را ببینیم. از جایی كه ایستاده بودیم هیچ اشرافی به آن نقطه نداشتیم. وقتی آنجا را نگاه كردیم پر از ماهی‏های كوچك شده بود.
 
شاهدان و ارسال‌كنندگان این گزارش 
                                   ص  ر  ف 
                              «س. م. ك»                            
   
پی‌نوشت:
1- این معجزه‏ای بود كه بر اثر آن پتروس به عیسی مسیح ایمان آورد. او برای ماهیگیری رفته بود و دست خالی برگشته بود. دیگر صیادان هم دست خالی بودند ولی وقتی با تأكید حضرت عیسی دوباره برای ماهیگیری رفتند، پتروس توانست مقدار زیادی ماهی بگیرد.
2- او گفت «اگر با قلبت ببینی می‏شود»


نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 21 فروردین 1391 و ساعت 01:50 ق.ظ [+] | نظرات ()
قدرت اراده
ایا تاکنون سعی کرده اید کھ خود را گرسنھ نگھ دارید؟
ایا تاکنون سعی کرده اید کھ سحر گاه از خواب بیدار شوید؟
ایا تاکنون توانستھ اید کھ از گفتن یک خبر ھیجان اور و مھم پرھیز کنید؟
ایا تاکنون توانستھ اید در مواقعی کھ بھ شدت خشمگین شده اید خشم خود را کنترل کنید؟
ایا تاکنون توانستھ اید نفرت خود را کنترل کنید و از ابراز ان جلو گیری کنید؟
ایا تاکنون بر سخنان خود تسلط داشتھ اید؟
اگر جواب شما مثبت است نشانھ خوبی از داشتن اراده ای قوی است.و اگر منفی است نا امید کننده نیست چون از ھم اکنون عزمتان جزم خواھد شد کھ زیر بنا و سازه ان را محکمتر و .اگاھانھ بسازید بنابر این انگیزه و نیروی لازم در شما بوجود امده و ھمین تصویر ذھنی و قدرت نامحدود
شما را ھمانند زلزلھ تکان خواھد داد و نیروی لازم را جھت تحمیل اراده خود بر اجسام اشیاءوکلیھ افرادی کھ با اھداف شما بستگی دارند و بھ طور کلی انرژی ھستی بوجود خواھد .اورد شخصی کھ عزم جزم کند و دستورات ارائھ شده را انجام دھد دیری نخواھد پایید کھ انرزی .روانی خود را ھدفمند و متمرکز خواھد کرد و چون برق ساعقھ اشکالات شکافتھ خواھد شد


نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 8 آذر 1390 و ساعت 03:20 ب.ظ [+] | نظرات ()
آدرس جدید سایت www.Mawara.ir (1)
>>>مطالب کلی متافیزیک و علوم روحی را میتوانید در این بخش بخوانید (57)
درمان قطبی (پولاریتی) (1)
رولفینگ (1)
روش استئوپاتی (Osteopathy) ؟ چیست (1)
تكنیك های فعال سازی و تحریك چشم سوم (آجنا) روش دوم (1)
فعال سازی چشم سوم (1)
پرورش روح و جراحی روحی (1)
تجربھ نزدیک بھ مرگ Near Death Experience (1)
تنفس صحیح و تاثیر آن بر افزایش تمرکز (1)
مراقبه ، مدیتیشن و مانترا و آموزش مدیتیشن (1)
ریکی چیست؟ (1)
انواع روشهای مراقبه(مفید است) (1)
فعال کردن چاکراھا (1)
>>به درون کشیدن انرژی از زمین (1)
اسامی چشم سوم (1)
تله کینزی چیست؟؟ (1)
ھمیوپاتی...! (1)
نماز- وضو – مدی تیشن (1)
وضو و فعالیت‌ چاكراها‌ (1)
تکنیک های مدیتیشن (1)
نفرین‌های‌ خانوادگی‌ و كارما (1)
کارما چیست؟؟ (1)
قدرت نور خورشیدی برای شفا (1)
اسرار دعا (1)
جذب انرژی های مثبت...! (1)
مراقبه سجده (1)
مراقبه برای شفای روح... (1)
گنجینه اسرار ضمیر نا خود اگاه !!! (1)
قصه ی عجیبی از تخلیه روح (1)
خارج شدن از کالبد (1)
برزخ و حیات پس از مرگ (1)
ارواح به چه رنگی هستند؟ (1)
قدرت عجیب هیپنوتیزم(داستان ولف میسینگ) (1)
:: تكنیك هایی برای خروج روح از بدن :: (1)
تله پاتی Telepathyو چند تمرین برای تقویت و امتحان آن (1)
کنترل رویا از خیال تا واقعیت (1)
تقویت تمرکزو تخیل (1)
سوال از انسان، جواب از ارواح (1)
درمورد چاکراها (1)
متافیزیك و ادراكات فراحسی (1)
:: گوشه هائی از مكالمه با ارواح:: (1)
تکامل بشر در چیست ؟؟ چه چیزهایی را تکامل او می نامند ؟؟ (1)
سوال از انسان، جواب از ارواح(حتما بخوانید) (1)
..*مدیتیشن..* (1)
محل اتصال ریسمانهای نقره ای (2)
ارواح نگهبان (1)
کلیات هاله نورانی (1)
عمومی (5)
ارتباط با ارواح (2)
جهان اول روحی (1)
جهان دوم روحی (1)
جهان سوم روحی (1)
ماده اثیری چیست؟ (1)
دسته بندی ارواح (0)
طی الارض از دیدگاه علم روح شناسی (1)
برون فکنی روح (3)
شرایط لازم برای ارتباط با ارواح (1)
هیپنوتیزم یا خواب مغناطیسی؟ (1)
علل برون فکنی روح و خطر آن (1)
چگونگی آگاهی ارواح از جلسه ارتباط (1)
اکتوپلاسم چیست؟ (1)
معالجه بیماری ها با خواب مغناطیسی (1)
آموزش ارتباط با ارواح(کتابت) (1)
احضار ارواح یا ارتباط با ارواح؟ (1)
دلایل صحت ارتباط با ارواح با روش مدیومی (1)
استفاده از آب برای پاك سازی انرژی های منفی (1)
روشن بینی( clairvoyance) (3)
قانون چیست؟(توضیح کاملی از قانون) (2)
گانه چیست؟(توضیح کاملی از گانه ها) (2)
زندگی قرینه چیست؟ (1)
چرا از مدیوم باید استفاده كرد؟ (1)
تله پاتی خود به خود (1)
چگونگی بیدار كردن ضمیر ناخود آگاه (1)
تلقین چیست؟و قدرت آن (1)
تمرینات روحی (7)
تمریناتی برای روان درمانی (1)
مثال هایی از تغییر شخصیت بوسیله خود هیپنوتیزم (1)
در جهان ارواح اشكال را عقلها می سازند (1)
داستان هایی درباره ارتباط با ارواح (6)
سوالات شما(در رابطه با بعد ار مرگ) (2)
مرگ وجود ندارد (1)
زندگی پس از مرگ (1)
طناب نقره ای (1)
آزمایش قدرت روحی (1)
بهشت چیست؟ (1)
یادداشت روزانه ی رؤیا (0)
عالم ملكوت (1)
دوزخ چیست؟ (1)
ورود به عالم اختری (1)
سه پیشنهاد برای آماده ساختن خود برای زندگی پس از مرگ (1)
آموزش مراقبه و ارتباط با ارواح (2)
سایكومتری یا غیب گویی (1)
برگشت به زندگی دنیا (2)
ازدواج در جهان روحی و ولادت (1)
نزدیکی به مرگ الکس تامپسون (1)
پرواز روح از جسم OOBF (0)
سفر روحی(تخلیه روح) (1)
درباره ی ارواح(چرا ارواح روی زمین می مانند؟) (1)
محل اتصال ریسمانهای نقره ای (0)
JavaScript Codes